fa-osool

درس 41:

دوشنبه 2/11/1402 هـ.ش مطابق با 10/ رجب/1445 هـ.ق، کابل، حوزه علمیّه دارالمعارف اهلبیت(ع).

تذکّر: دروس معظّم له عربی بوده به شاگردان فارسی ارائه می گردد غیر از متون، احادیث و نقل و قول ها.

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله ربّ العالمین، الصّلاة والسّلام علی خیر خلقه و اشرف بریّته ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین و صحبه المنتجبین لاسیّما بقیة الله فی الارضین روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء.

و امّا زمانی که مرآتیت و کاشفیت مفهوم کلّی را با نظر دقیق ننگریم بلکه بگوییم نگاه اجمالی کفایت می کند که کلّی و مفهوم آن نه کاشف است و نه حاکی به تمام وجود و نه به تمام عناوین بلکه کاشفیت و حاکیّت او بوجهٍ است بنابر این هردو قسم ممکن است که سوّم و چهارم باشد نه فقط قسم سوّم زیرا: مانعی وجود ندارد که جزئیی را تصوّر کند و این جزئی را حاکی و کاشف اجمالی قرار دهد از کلّی، زیرا: با تصوّر زید انسانیت نیز بالاجمال تصوّر می شود چه اینکه انسانیت از دایره ی فردی و مصداقی خارج نیست و هردو متصوّر است و چگونه ممکن است که زید موجود باشد و انسانیت موجود نباشد.

علی هذا هردو قسم سوّم و چهارم ممکن است نه فقط قسم سوّم بنابراین تفصیل مرحوم آخوند وجه ای ندارد و این اشکال از سوی مرحوم امام مطرح شده و از سوی بعضی متأخّرین.

از این اشکال، مرحوم آیت الله خویی و مرحوم آقا ضیای عراقی جواب داده اند و از مرحوم آخوند دفاع کرده اند، بنابراین در ردّ استدلال مرحوم امام می فرمایند که: کلّی بر دو قسم است، قسم اوّل کلّی از افراد و مصادیق حکایت نمی کند و قسم دیگر کلّی از افراد و مصادیق حکایت می کند مثال قسم اوّل «کلمات متأصّله»­اند مانند: مفاهیم جواهر و امثالش و همچنان «عناوین اعتباریّه» مثال دیگر است مانند: وجوب و امکان و امتناع و مثال دیگر «کلمات منتزعه اند» مانند: مفهوم شخص و فرد و آنچه که انسان بر او انطباق پیدا می کند حیث اینکه از افراد و اشخاص انسانیّت انتزاع می شود و این قسم کلّی در مقام لحاظ از افراد و اشخاص بوجهٍ و علی نحو الاجمال حکایت وجود دارد، بناءً در قسم اوّل از عناوین کلیّه نه حکایت است و نه کاشفیّت و نه این قسم کلّی مرآت افراد می شود.

***