fa-osool

درس 38:

چهارشنبه 27/10/1402 هـ.ش مطابق با 5/رجب/1445 هـ.ق، کابل، حوزه علمیّه دارالمعارف اهلبیت(ع).

تذکّر: دروس معظّم له عربی بوده به شاگردان فارسی ارائه می گردد غیر از متون، احادیث و نقل و قول ها.

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله ربّ العالمین، الصّلاة والسّلام علی خیر خلقه و اشرف بریّته ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین و صحبه المنتجبین لاسیّما بقیة الله فی الارضین روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء.

اقسام وضع و منشأ آن

وضع را به چهار قسم زیر تقسیم کرده اند که به ترتیب یادآور می شویم:

قسم اوّل: وضع خاص و موضوع له خاص است، مانند: اعلام شخصیّه.

قسم دوّم: وضع عام و موضوع له عام است، مانند: اسماء اجناس.

قسم سوّم: وضع عام و موضوع له خاص است، مانند: وضع حروف.

قسم چهارم: عکس سوّم است که وضع خاص و موضوع له عام باشد، مانند: کفّی از گندم برای خرمن آن.

بحث در اقسام وضع تارتاً در اطراف معنای آنهاست و اخری در اطراف امکان عقلی آنها و ثالثتاً در اطراف وقوع خارجی اوضاع و مصادیق آنهاست.

امّا معنی اقسام چهارگانه اینست که: وضع چنانچه شناختیم که نحوه ی ارتباط خاص است یا علاقه ی خاص بین لفظ و معنی حیث اینکه اصالت ثابت برای لفظ و معناست بالاستقلال و تبعیّت بین آن دو در مقام وضع و تصوّر وجود ندارد مانند: اصالت زوجین در باب نکاح و اصالت ثمن و مثمن و بایع و مشتری در باب بیع و اصالت اسم و مسمّی در باب اعلام شخصیّه از آنجا که واضع اندیشه اش را به کار می گیرد و در اطراف آن مشوره می کند یا حتی فال و استخاره می گیرد تا اینکه نامی را برای موردی معین وضع و جعل کند بنابراین، نظر در وضع و جعل استقلالی است نه تبعی و قائم است به دو طرف، یک طرف متعلّق لفظ است و طرف دیگر متعلّق معنی.

و امّا مطلب دوّم مقام استعمال است که: لفظ را در کدام معنی به کار ببرد و این غیر مقام وضع است که در اینجا اصالت مال معناست و آلیّت مال لفظ، به تعبیر دیگر: معنی در استعمال اصل است و مکشوف و لفظ مرآت است و کاشف و توضیح مطلب در آینه و صورت روشن است چه اینکه در ساختن آینه لحاظ آن استقلال دارد و لکن به کار گرفتن آن از سوی اشخاص بالتبع ملاحظه می شود و اصالت نزد مستعمل برای ذی الوجه است و مرآتیت نزد او برای صورت، الفاظ نیز چنین است که در مقام وضع مستقلات اند و در مقام استعمال غیر مستقلّات، بناءً فنا و بقا در مقام وضع متصوّر است نه در مقام استعمال و اساساً تصوّر واضع در مقام وضع الفاظ برای معانی منشأ تقسیم است حیث اینکه تارتاً معانی کلیّه را تصور می کند که قابل صدق بر کثیرین باشد و اخری معانی جزئیه را که بر کثیرین صدق نکند و او موجود خارجی جزئی است با خصوصیات فردیّت و تشخّصات او، علی هذا متصوّر تارتاً کلّی است فی نفسه و اخری جزئی است فی نفسه.

***