fa-osool

درس 22:

سه شنبه 5/10/1402 هـ.ش مطابق با 12/جمادی الثانی/1445 هـ.ق، کابل، حوزه علمیّه دارالمعارف اهلبیت(ع).

تذکّر: دروس معظّم له عربی بوده به شاگردان فارسی ارائه می گردد غیر از متون، احادیث و نقل و قول ها.

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله ربّ العالمین، الصّلاة والسّلام علی خیر خلقه و اشرف بریّته ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین و صحبه المنتجبین لاسیّما بقیة الله فی الارضین روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء.

نظر پنجم: نظر علّامه ی فیّاض دام ظله است،

نظر ایشان در موضوع علم اصول نزدیک است به نظر آیت الله سبحانی دام ظله آنجا که نظرش را تصریح فرموده به این عبارت: «انّ موضوع علم الاصول هو الجامع الّذی ینتزع من مجموع مسائله المتباینة[1]» که این عنوان مثل عنوانی است که نتیجه ی بحث از علم اصول را بیان می کند که عبارت است از «طریق استنباط» و «تعیین وظیفه» باشد در مقام عمل.

و تعبیر علامه مظفّر (ره) که از رجال اصولی معاصر است در این موضوع نیز دانسته شد که باهم شباهت دارد و مختار ما نیز می باشد و نص کلام مرحوم مظفّر اینست: «علم یبحث فیه عن قواعد الّتی تقع نتیجتها فی طریق الاستنباط الحکم الشرعیة[2]».

تعریف علم اصول

علمای اصول تعریف های عدیده ای ذکر کرده اند که به ترتیب یادآور می شویم:

تعریف اوّل: تعریف مشهور و قدما است

مشهور و قدما علم اصول را این گونه تعریف کرده اند: «العلم بالقواعد الممهّدة لاستنباط احکام الشرعیّة الفرعیّة عن ادلّتها التفصیلیّة[3]» و نقص این تعریف خروج اصول عقلیّه است مثل احتیاط عقلی، برائت عقلیّه و تخییر عقلی از تعریف به جهت اینکه این اصول دلالتش مبتنی بر وجود عذر است یا قطع آن نه اینکه حکم شرعی را بیان کند و همچنان ظن انسدادی از تعریف خارج می شود بنابر مبنای حکومت زیرا: ظن انسدادی کاشف از عدم عقاب تنهاست و حکم شرعیی را در پی ندارد.

تعریف دوّم: تعریف مرحوم آخوند است

مرحوم ایشان علم اصول را چنین تعریف نموده: «صناعة یعرف بها القواعد الّتی یمکن ان تقع فی طریق استنباط الاحکام او الّتی ینتهی الیها فی مقام العمل[4]» در تعریف آخوند(ره) آنچه از تعریف مشهور خارج شده بود داخل است که جمله ی اخیره بعد از «أو» این مشکل را حل کرد و لکن تعبیر ایشان به صناعت بدل از علم عرفاً غیر مناسب است به جهت اینکه صناعت بر عمل دستی اطلاق می شود نه بر علم الّا از باب مجاز و تعریف ایشان به علم به قواعد در عین حالی که اصول نفس قواعد است ضرر به تعریف نمی زند زیرا: علم در اینجا طریقی است نه استقلالی و آلی است نه موضوعی و احکام نیز عمومیّت داشته واقعی و ظاهری را شامل می شود.

***

(1) محاضرات فی اصول الفقه، ج1، ص37.

(2) اصول الفقه، ج1، ص 1، عنوان المدخل.

(3) انوار الاصول، ج1، ص44 و المحصول، ج1، ص37.

(4)کفایة الاصول المحشّی، ج1، ص9