fa-osool

درس 14:

شنبه 25/9/1402 هـ.ش مطابق با 2/جمادی الثانی/1445 هـ.ق، کابل، حوزه علمیّه دارالمعارف اهلبیت(ع).

تذکّر: دروس معظّم له عربی بوده به شاگردان فارسی ارائه می گردد غیر از متون، احادیث و نقل و قول ها.

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله ربّ العالمین، الصّلاة والسّلام علی خیر خلقه و اشرف بریّته ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین و صحبه المنتجبین لاسیّما بقیة الله فی الارضین روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء.

اشکال چهارم: اینست که ارتباط هر مسئله با غرض و فایده ی هر علم مثل علّت مستقلّه است برای معلوم مستقل بنابراین الفاعل مرفوع مثلا مستقل است در حصول غرض زیرا: غرض نحو را که صون باشد در پی دارد و این باب ارتباط با الفاعل منصوب ندارد بلکه المفعول منصوب شعبه ی دیگر است و این دو باب به باب المضاف الیه مجرور ارتباطی ندارد بلکه این باب شعبه ای است غیر از آن دو شعبه.

اذا کان الامر کذالک نیازمند جامع نیستیم چه جامع مقولی وجدانی و چه جامع انتزاعی بلکه محتاج مجموع نیز نمی باشیم زیرا مطابق آنچه گفتیم بین مسائل ارتباطی نیست، در این هنگام نه بحث کلّی و جزئی مطرح است که آخوند فرموده بود و نه بحث کل و جزء که ما عرض کردیم علی هذا وحدتی در بین مشاهده نمی شود، نه وحدت شخصی و نه وحدت نوعی بلکه امکان دارد که وحدت در قاعده ی فلسفیّه وحدت عنوانیّه باشد که بتواند افراد مباین را جمع نماید مثل اهل بلد و اهل منطقه و لکن این وحدت که وحدت عنوانیّه باشد بدتر از وحدت نوعیّه است. به جهت اینکه در وحدت نوعیّه استخراج قدر جامع که سنخیت باشد از باب مثال امکان دارد یا اشتراک در اثر و لکن در وحدت عنوانیّه نه سنخیّت است نه اشتراک علی هذا دلیل مشهور تمام نیست زیرا: افراد کاملا متباین اند.

***