fa-feqh

(ادامه ی کتاب میراث، فصل دوّم، سهام مقدّره از متن لمعه شهید اوّل)

درس 41:

دوشنبه 2/11/1402 هـ.ش مطابق با10/ رجب/1445 هـ.ق، کابل، حوزه علمیّه دارالمعارف اهلبیت(ع).

تذکّر: دروس معظّم له عربی بوده به شاگردان فارسی ارائه می گردد غیر از متون، احادیث و نقل و قول ها.

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله ربّ العالمین، الصّلاة والسّلام علی خیر خلقه و اشرف بریّته ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین و صحبه المنتجبین لاسیّما بقیة الله فی الارضین روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء.

مرحوم شهید در ادامه  می فرماید:

«ولو کان مع الابوین زوج او زوجة فله نصیبه الاعلی و للامّ ثلث الاصل و الباقی للابّ».

نصیب اعلای زوج و زوجه

نصیب ادنای زوج و زوجه را شناختیم و اکنون وقت آن رسیده که نصیب اعلای آن دو را بحث کنیم، بنابراین نصیب اعلای زوج نصف است بخاطری که میّت فرزند ندارد و نصیب اعلای زوجه ربع است به همان دلیل و نصیب مادر ثلث ترکه است با نبود حاجب مانند: اخوه ی پدری برای میّت و سدس است با حاجب و باقیمانده مال پدر است للقرابة و این است طریق حسابش:

1/2+1/3+1/6=3+2+1=6/6

پدر در مسئله میراثش به قرابت است نه به فرض و تسمیه بنابر این نقص در این صورت بر او صدق نمی کند و اینکه فرض و تسمیه ندارد موجب ادخال نقص بر ابّ نمی شود چنانچه در عبارت مصنّف در ما سبق خواندیم.

***

مرحوم شهید در مسئله جدیده که مسئله ی سادسه باشد از پنج مسئله چنین فرموده:

«الثّالثة: اولاد الاولاد یقومون مقام آبائهم عند عدمهم و یأخذ کل منهم نصیب من یتقرّب به».

شرح مسئله ثالثه

در این مسئله دو قول است:

قول اوّل: قول مشهور است به شهرت فتوائیّه و شهرت عملیّه.

قول دوّم: قول سیّد مرتضی است و جماعتی از فقهاء.

امّا قول مشهور اینست که: ارث نواسه ارث کسی است که نسبتش توسط اوست به میّت یعنی سهم پدران شان را می برند با نبود آنان چنانکه در عبارت مصنّف می خوانیم بنابراین قول پسرِ دختر متوفّی ارث مادرش را می برد و پسرِ پسر متوفّی ارث پدرش را که در نتیجه سهم نواسه ی دختری ثلث ترکه است و سهم نواسه ی پسری دو ثلث آن.

همین حکم است در صورت تعدّد، طوری که ارث اولاد دختر نصف ارث اولاد پسر است و ارث اولاد پسر دو برابر ارث اولاد دختر است به دلیل آیه­ی للذکر مثل حظّ الانثیین(نساء/11) فرق نمی کند که ابوان وجود داشته باشند یا وجود نداشته باشند مطابق قول مشهور و این قول نزد شهید ثانی قول اصحّ است و لکن مرحوم صدوق با این قول مخالف است که مرحوم ایشان میراث اولادِ اولاد را مشروط به عدم وجود ابوین نموده.

***