fa-feqh

(ادامه ی کتاب میراث، فصل دوّم، سهام مقدّره از متن لمعه شهید اوّل)

درس 26:

دوشنبه 11/10/1402 هـ.ش مطابق با 18/جمادی الثانی/1445 هـ.ق، کابل، حوزه علمیّه دارالمعارف اهلبیت(ع).

تذکّر: دروس معظّم له عربی بوده به شاگردان فارسی ارائه می گردد غیر از متون، احادیث و نقل و قول ها.

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله ربّ العالمین، الصّلاة والسّلام علی خیر خلقه و اشرف بریّته ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین و صحبه المنتجبین لاسیّما بقیة الله فی الارضین روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء.

مرحوم شهید می فرماید:

«لا عول فی الفرائض بل یدخل النقص علی الابّ و البنت و البنات و الاخت و الاخوات للابّ و الامّ او للابّ»

حول العول

عول در لغت یا از «عول» گرفته شده به معنای «میل» و آیه ی شریفه به این معنی چنین است: «ذالک ادنی ان لا تعولوا[1]» و امّا وجه مناسبت عول به این معنی در مانحن فیه عبارت است از: میل فریضه بالجور و ناخواسته بر مستحقّین به سبب ورود نقص بر آنها فلأجل هذا فریضه مطابق این معنی «عائل» گفته می شود.

و یا از «عال الرجل» گرفته شده به معنای «عیال شخص» زمانی که فزونی یابد و امّا وجه مناسبت عول به این معنی در ما نحن فیه عبارت است از: زیادی سهام یا فرائض بر ترکه عکس تعصیب که آنجا زیادی ترکه بود بر سهام یا فرائض.

و یا از «عال» گرفته شده به معنای «غلبه» که وجه مناسبت عول به این معنی در ما نحن فیه عبارت است از: غلبه ی بعضی ذوی السهام بر بعض دیگر که انشاءالله در محلّش بحث می شود.

و یا از «عالت الناقة ذنبها» گرفته شده (شتر دمش را بالا گرفته) و امّا وجه مناسبت عول در مانحن فیه به این معنی عبارت است از: علوّ فرائض بر ترکه­ی میّت که فرائض در اینجا «عول» گفته می شود.

و امّا شهید ثانی ترتیب را در بحث مراعات نفرموده طوری که معانی لغویه و ریشه های آن را بر سایر مباحث به تأخیر انداخته و علی ایّ حال در تقدیم و تأخیر ضرری نیست و اگر یادآور شدیم بخاطر اینست که رعایت ترتیب اولی است از عدم رعایت آن.

***

(1) نساء/6.