fa-feqh

(ادامه ی کتاب میراث، فصل دوّم، سهام مقدّره از متن لمعه شهید اوّل)

درس 3:

چهارشنبه 8/9/1402 هـ.ش مطابق با 15/جمادی الاولی/1445 هـ.ق، کابل، حوزه علمیّه دارالمعارف اهلبیت(ع).

تذکّر: دروس معظّم له عربی بوده به شاگردان فارسی ارائه می گردد غیر از متون، احادیث و نقل و قول ها.

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله ربّ العالمین، الصّلاة والسّلام علی خیر خلقه و اشرف بریّته ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین و صحبه المنتجبین لاسیّما بقیة الله فی الارضین روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء.

مرحوم شهید اوّل در ادامه می­فرماید: «فالنّصف لاربعة: الزّوج مع عدم الولد و ان نزل و البنت و الاُخت للابوین و الاُخت للأب اذا لم یکن ذکر».

اهل سهام و فروض

فرض اوّل که «نصف» باشد اهلش که «نصف برها» باشند چهار نفرند به ترتیبی که می آوریم:

نفر اوّل زوج است

زوج اهل فرض نصف است که نصف ترکه را فرضاً میراث می برد و بقیه را ردّاً در صورتی که با زوجه وارثی چون فرزند نباشد یا وارثِ وارث که معنای ان نزل است و فرق نمی کند که این فرزند برای زوجه از همین زوج باشد یا از غیر آن.

نفر دوّم بنت واحده است

بنت واحده نصف ترکه را فرضاً میراث می برد و بقیه را ردّاً در صورتی که شریک در ارث نداشته باشد چنان که در فروض و سهام اجمالاً به آن اشاره شد.

نفر سوّم اُخت ابوینی است

اُخت ابوینی نصف ترکه را فرضاً میراث می برد و نصف دیگر را ردّاً در صورتی که شریک دیگری در ارث نداشته باشد چنان که در فروض و سهام اجمالاً دانستیم.

نفر چهارم اُخت ابّی تنهاست

اُخت ابّی تنها نصف ترکه را میراث می برد فرضاً و نصف دیگر را ردّاً در صورتی که شریک دیگری برایش نباشد بنابراین زمانی که اُخت ابوینی برای میّت باشد با وجود او میراث به اُخت ابّی نمی رسد.

***