fa-rejalدرس خارج فقه و اصول

درس 199:

شنبه 6/10/1404 هـ.ش مطابق با 6/ رجب/1447 هـ.ق، کابل، حوزه علمیّه دارالمعارف اهلبیت(ع).

تذکّر: نوشته معظّم له عربی بوده به شاگردان فارسی ارائه می گردد غیر از متون، احادیث و نقل و قول­ها.

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله ربّ العالمین، الصّلاة والسّلام علی خیر خلقه و اشرف بریّته ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین و صحبه المنتجبین لاسیّما بقیة الله فی الارضین روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء.

کلام احمد امام حنابله

کلام قاضی عبدالجبار رئیس معتزله را در قبال حدوث و قدم خواندیم و اکنون وقت آن رسیده که کلام احمد امام حنابله را بخوانیم که در قبال مسئله حدوث و قدم چه گفته است و کلام ایشان فتوایی می باشد بر کفریّت چهار فرقه ی ذیل:

فرقه اولی: کسانی می باشند که معتقدند بر مخلوق بودن قرآن و حدوث آن که این فرقه از نظر احمد کافرند.

فرقه ثانیه: کسانی ­می باشند که قرآن را کلام الهی می دانند و لکن در کفر گروه اوّل توقف می کنند که این گروه نیز کافرند.

فرقه ثالثه: کسانی می باشند که قائلند به مخلوقیّت آنچه از قرآن تلاوت می شود که این گروه نیز به فتوای احمد کافرند.

فرقه رابعه: کسانی می باشند که این سه فرقه را کافر نمی دانند که این گروه نیز به فتوای احمد کافرند[1].

این فتوا و امثالش عوام را در مقابل معتزله قرار داده تهییج نمود تا آنجا که بین شان حمام خون جاری شد و حیات زیادی از معتزلی ها گرفته شد و اساس نزاع اجتماعی تهداب گذاشته شد و چندین سال مقاتله ادامه یافت و لکن حقیقت همچنان مفقود بود و گرد غبار تعصّب و تصلّب چهره حقیقت را پوشانده بود و چه تعصّبی بالاتر از اینکه به گفته فخر رازی به نقل از حنابله که حتی جلد و ورق قرآن نیز قدیم است و روی این لحاظ صوت قاری امروز و خط کاتب حالا نیز مطابق این مبنی قدیم است.

و با تأسف دامن این مباحث به بازار و محافل و مساجد کشانده شد و سر زبان عوام قرار گرفت و مردم با اقتداء به امام شان که احمد بن حنبل بود مخالفین شان را کشتند بعد از آنکه تکفیر کردند درحالی­که حق این بود که دامن این مباحث در بازار کشانده نمی شد و این بحث در محیط علمی و تخصّصی منحصر می ماند و از دایره علماء خارج نمی شد که آنان حداقل قول مخالف را هرچند برای چند لحظه استماع می کردند و لکن اهل بازار و مساجد برای یک لحظه هم قول مخالف را بر نمی تابیدند.

و تعجب از احمد است که فرقه های چهارگانه را از باب تعصّب و تصلّب کافر گفتند درحالی­که چنین سخنی در شأن یک طلبه نبود چه رسد از شأن امام یک فرقه و آنچه مناسب بود در این عرصه و کشاکش سکوت بود همان گونه که قبلاً اشاره شد و ائمه شیعه(ع) امر فرمودند که در بحث حدوث و قدم ورود نداشته باشند و اکتفاء کنند به این مقدار که قرآن کلام الهی است و وحی آسمانی و ما مکلّفیم به این کتاب عمل کنیم و چنین مشربی سبب شد که پای شیعه در این میان کشانده نشود و در نتیجه سفک دماء صورت نگیرد.

***

[1]) السنّة لاحمد بن حنبل، ص49.