fa-rejalدرس خارج فقه و اصول

درس 178:

شنبه 17/8/1404 هـ.ش مطابق با 17/ جمادی الاولی/1447 هـ.ق، کابل، حوزه علمیّه دارالمعارف اهلبیت(ع).

تذکّر: نوشته معظّم له عربی بوده به شاگردان فارسی ارائه می گردد غیر از متون، احادیث و نقل و قول­ها.

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله ربّ العالمین، الصّلاة والسّلام علی خیر خلقه و اشرف بریّته ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین و صحبه المنتجبین لاسیّما بقیة الله فی الارضین روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء.

فرقه هشتم: سلفیه است

سلفیه ها پیروان احمد بن تیمیّه حرّانی دمشقی متوفّی سال 728 هـ.ق می­باشند کسی­که عقیده تشبیه و تجسیم را طرح نمود و برای خدای متعال جهت قائل شد و اصرار نمود بر حفظ ظواهر جهات و گفتند که خدای متعال دست و پا دارد و عین و وجه و سر و سینه حتی انگشت و همچنان سایر جهات.

ابن تیمیّه دو اصل دیگر را بر اصول احمد بن حنبل علاوه نمود که روح احمد از این دو اصل خبر نبود و این دو اصل در حقیقت بدعتی بود در مذهب احمد بن حنبل بلکه در اسلام و آن دو اصل معرّف مکتب سلفیه و عقائد آنان گردید که هردو را تحت ارقام ذیل یادآور می شویم:

رقم اوّل: حرمت سفر است بسوی مدینه منوّره به مقصد زیارت رسول خدا و اعلان نمود که این کار بدعت است و حرام و در نتیجه توسّل به نبی اکرم و اولیاء و اوصیاء نزد آنان حرام اند و همچنان تبرّک به آثار آنان بدعت و حرام و مخالف اصول توحید است در نظر ابن تیمیّه.

رقم دوّم: تکذیب احادیثی است که در فضل اهل بیت پیامبر(ع) وارد شده بودند، احادیثی که احمد بن حنبل و شاگردانش آن احادیث را به کرّات و مرّات نقل نموده بودند و امّا ابن تیمیّه این احادیث را از اساس منکر شد و در عمل عقائد اموی های عصر عثمان بن عفان را تبلیغ کرد که مبتنی بود بر انکار فضائل علی بن ابی­طالب(ع) بلکه تربیع را نیز انکار نمودند که از مسلّمات اهل سنت بود و آن اینکه حضرت امیر را خلیفه چهارم می دانستند و امّا سلفی ها این را نیز موهون و بدون اساس اعلان کردند.

و از آنجا که احمد بن تیمیّه کلام خشن داشت و بد زبان بود مکتب و عقائدش ترقی نکرد و اعلام اهل سنت عقائد سخیف وی را رد نمودند چه در عصر خودش و چه بعد از مرگش و در ابطال عقائد او کتبی نوشته شد نظیر: “الدّرة المضیئة فی الردّ علی ابن تیمیّة” تألیف یکی از اعلام اهل سنت بنام سبکی.

و همچنان ذهبی نامه ای به ابن تیمیّه نوشت و در آن نامه گفته است که: تو کسی هستی که ذرّه را در چشم دیگران می بینی و شاخه را در چشم خود نمی بینی و جرأت شما بحدی رسیده است که احادیث صحیحین را نقد می کنی و انکار و رد می نمایی و در پایان می نویسد که آیا وقت آن نرسیده که از گناهت توبه کنی درحالی­که بیشتر از 70 سال سن داری و اجلت نزدیک شده[1].

***

[1]) تکملة السیف الصیقل، ص190.