درس 177:
دوشنبه 12/8/1404 هـ.ش مطابق با 12/ جمادی الاولی/1447 هـ.ق، کابل، حوزه علمیّه دارالمعارف اهلبیت(ع).
تذکّر: نوشته معظّم له عربی بوده به شاگردان فارسی ارائه می گردد غیر از متون، احادیث و نقل و قولها.
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله ربّ العالمین، الصّلاة والسّلام علی خیر خلقه و اشرف بریّته ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین و صحبه المنتجبین لاسیّما بقیة الله فی الارضین روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء.
فرقه هفتم: حنبلیّه است
حنبلیه ها پیروان احمد بن حنبل صاحب کتاب “مسند” است، کتابی که بیشتر از 30 هزار حدیث در آن گردآوری شده و به همین جهت احمد بن حنبل محدّث ظاهر می شود بلکه امام اهل سنت است در حدیث و ایشان با معتزله طرف قرار گرفته و از آنها جدا شده قائل است به قدم قرآن و در این مسیر استقامت نموده تا آنجا که عوام اهل سنت را به خود جذب نموده و عقائد اهل حدیث در حقیقت در عصر احمد و بدست ایشان تدوین یافته به قسمی که اهل سنت اصول مدوّن در عقائد قبل از احمد ندارد.
ایشان از بین علمای اهل حدیث فرد شاخص است به قسمی که مؤسس به حساب آمده مروّج عقائد اهل حدیث است در جماعت اهل سنت طوری که یک قرن و نیم را به خود اختصاص داده به آن میزان که عقائد احمد ملاک سنت و بدعت بین اهل سنت قرار گرفته و حنابله عقائد تجسیم و تشبیه را از امام شان احمد اتخاذ نموده که ایشان خداوند را در عرشش قرار داده امور عباد را از آن مکان تدبیر می نماید درحالیکه این عقیده زاییده ی تفکّر راهبان و احبار است.
ابوالحسن اشعری در مقابل معتزله قرار گرفت بعد از اعتزالش و لکن به مکتب حنبلی گرایش پیدا کرد و این گرایش در سال 305 هـ.ق بود که در بصره اتفاق افتاد و کتاب “الابانة فی اصول الدیانة” را در این بحبوحه نوشت و این کتاب در حقیقت نسخه ی دوّم مسند احمد بن حنبل است و لکن عقیده ی وی دوام نیاورد و ثبات پیدا نکرد و امّا ابوبکر باقلانی و ابن فوزک و ابوبکر بیهقی دوباره مردم را به عقائد حنبلی سوق داد و در اوایل قرن پنجم بود که خورشید حنبلی ها بعد از خورشید اشعری ها دوباره طلوع کرد مطابق آنچه مقریزی در کتاب “خطط” بیان نموده.
پوشیده نماند که احمد بن حنبل در حدیث امام است امّا در فقه ملکه اجتهاد و استنباط نداشته و به حد شافعی و ابوحنیفه نمی رسیده و شاهد ما گفته خطیب بغدادی است و همچنان ذهبی که مردی از احمد مسئلهی فقهی پرسید و ایشان جواب داد که از غیرش بپرسد و بازهم سائل اصرار ورزید که جواب شما را می خواهم و ایشان تکرار نمود که از ابو ثور و امثالش بپرسید، علیهذا احمد بن حنبل علی الاکثر فتوا نمی داد و بیان حلال و حرام نمی کرد مگر در مواردی که نص صریح وجود داشت[1].
و آنچه باید دانسته شود این است که اقوال احمد را در فقه یکی از شاگردانِ شاگردانش بنام ابوبکر خلّال جمع آوری نمود و کلام و اقوالش را به احمد مستند ساخت تا اینکه احمد بحیث فقیه و امام حنابله معرفی شد و با صدها تن از اعوان و تلامذه ی او ملاقات نمود و اقوال او را اخذ کرد و کتبی بنام “علل” و “العلم” و “السنّة” منتشر ساخت که گویا فتاوای احمد بن حنبل است مطابق آنچه ذهبی نقل می کند[2].
***
[1]) تاریخ بغداد، ج2، ص66.
[2]) سیر اعلام النبلا، ج1، ص330.