درس 366:
شنبه 22/1/1404 هـ.ش مطابق با 23/شوال/1447 هـ.ق، کابل، حوزه علمیّه دارالمعارف اهلبیت(ع).
تذکّر: دروس معظّم له عربی بوده به شاگردان فارسی ارائه می گردد غیر از متون، احادیث و نقل و قول ها.
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله ربّ العالمین، الصّلاة والسّلام علی خیر خلقه و اشرف بریّته ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین و صحبه المنتجبین لاسیّما بقیة الله فی الارضین روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء.
تقسیم چهارم مقدمه
مقدمه در تقسیم دیگر به چهار نوع مقدمه تقسیم می شود که یکی مقدمه “سببیّه” است و دیگری مقدمه “شرطیّه” و سوّمی “معد” گفته می شود و چهارمی “عدم مانع” و در این تقسیم ملاک کیفیّت تأثیر مقدمه است در ذی المقدمه هرچند که تمام این اقسام از اقسام مقدمات وجوبیه اند.
امّا مقدمه سببیّه به مقدمه ای گفته می شود که وجودش سبب وجود مسبّب شود و لکن از عدمش عدم لازم نیاید به خلاف شرط که از عدمش عدم لازم میآید و لکن این تعریف بر علّت تامّه انطباق پیدا می کند علیهذا تعریف اوّل مناسب است و محکم هرچند که با مقتضی مطابقت دارد و مثال سبب می توان نار را ذکر کرد بالنسبة به حرارت که وجودش سبب حرارت است امّا عدمش سبب عدم نمی شود و میتواند حرکت سریع از باب مثال حرارت ایجاد کند یا اینکه در تعویض مثال روشنایی را می شود مثال زد که از چراغ ایجاد می شود و با نبود آن امور دیگر می تواند جایگزین شود.
و امّا مقدمه شرطیه در قابلیت مؤثر است و مصحّح فاعلیّت مانند: خشک بودن هیزم در احراق النار و امّا معد بودن نزدیک می کند علّت را به اینکه معلولی بار بیاورد مثل بلند کردن سلّم بدون نصب آن که در حقیقت علّت قاصره گفته می شود و امّا عدم مانع مقدمه ای است که وجودش مانع است فلذا عدم آن در تحقق معلول اعتبار دارد.
پوشیده نماند که عدم مانع را مقدمه حساب کردن یا از اجزاء علّت دانستن از باب مسامحه است به جهت اینکه عدم جایگاهش انزل است از اینکه جزء علّت باشد و مثالش عدم وجود باد است بر روشن ماندن چراغ که وجود آن مانع اضائه است.
***