درس 362:
یک شنبه 16/1/1404 هـ.ش مطابق با 17/شوال/1447 هـ.ق، کابل، حوزه علمیّه دارالمعارف اهلبیت(ع).
تذکّر: دروس معظّم له عربی بوده به شاگردان فارسی ارائه می گردد غیر از متون، احادیث و نقل و قول ها
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله ربّ العالمین، الصّلاة والسّلام علی خیر خلقه و اشرف بریّته ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین و صحبه المنتجبین لاسیّما بقیة الله فی الارضین روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء.
اقدام به رفع مانع
مرحوم محقق نائنی(ره) اقدام نموده که مانع را بردارد طبق نقل محاضرات و حاصل آن اینست:
به درستی اجتماع دو حکم در شئ واحد منجر نمی شود به اجتماع مثلین بلکه کشانده می شود به اندکاک یکی از آن دو حکم در دیگری بنابراین هر دو حکم حکم واحد موکّد را ایفا می کند چنانکه در هر واجب نفسی مشاهده می کنیم در عین حالیکه واجب غیری نیز می باشد به اعتبار اینکه مقدمه واجب دیگر است مانند: نماز ظهر که مقدمه نماز عصر است یا وضو که مقدمه صلاه واجب است یا اینکه نافله منذوره در مسجد جامع راجحین است که دو استحباب را در بر دارد هم استحباب نفسی و هم استحباب غیری[1].
علامه سبحانی(دام ظله) به این اقدام دو اشکال نموده که به ترتیب می آوریم:
اشکال اول اینست که:
اندکاک فرع امکان تعلق است بنابراین زمانی که تعلق ناممکن باشد بخاطر استلزام مثلین نوبت به اندکاک نمی رسد و حاصل مطلب اینست که: اندکاک مرحله علاج است علی هذا مجبوریم اجتماع قبل از اندکاک را تصحیح کنیم.
اشکال دوم اینست که:
امر نفسی تعلق گرفته است به نفس ظهر و امر غیری یا متعلق است به تقدم ظهر یا متعلق است به تاخّر عصر و علی کل تقدیر تعدد عنوان در تعدد امر کفایت می کند هر چند که نماز واحده باشد و مصداق دو عنوان قرار بگیرد و اینجا لازم است که بحث کنیم آیا تعدد عنوان در شئ واحد ممکن است یا خیر؟
و لکن علامه سبحانی در پایان این بحث می فرماید که: حق اینست که مولا بی نیاز است از اینکه اجزاء را واجب کند به امر غیری بلکه در این ایجاب مجرد امر نفسی کفایت می کند که متعلق آن نفس مرکّب است، علی هذا امر نفسی دعوت می کند اتیان اجزاء را بدون اینکه امر غیری متوجه اجزاء باشد.
و در عرف نیز چنین است هرگاه مولای عرفی امر کند مکلف را به ساختن ساختمانی مثل: (یا هامان ابن لی صرحاً) بنابراین دستور به حفر زمین و نصب ستون ها و چیدن آجرها و امثال اینها مقدمات داخلی اند و هیچکدام امر غیری نمی خواهد تا منحل شود یا مندک گردد به امر نفسی بلکه امر نفسی از همه کفایت می کند[2].
انصاف اینست که:
مئال سخن سبحانی و مرحوم اخوند و نائنی عدم تعلق امر غیر مقدمی است به اجزاء و این سخن ماست که قبلا گفتیم و عرض کردیم که اجزاء واجب نفسی اصلا متصف نمی شوند به امر مقدمی غیری، فلذا موضوع را کاملا منتفی می دانیم تا حکم روی آن بار شود و چون موضوعی وجود ندارد حکم نیز بلا موضوع می ماند و به نظر ما این جواب از جواب استاد بهتر است چون علامه سبحانی دام ظله موضوع را نفی نکرده و بی نیازی مولا را مطرح نموده که این راه حل راه حل نیست و مثل اینست که بگوییم: کلاغ به چاه نمی افتد.
***