درس 359:
سه شنبه 28/11/1404 هـ.ش مطابق با 28/ شعبان/1447 هـ.ق، کابل، حوزه علمیّه دارالمعارف اهلبیت(ع).
تذکّر: دروس معظّم له عربی بوده به شاگردان فارسی ارائه می گردد غیر از متون، احادیث و نقل و قول ها.
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله ربّ العالمین، الصّلاة والسّلام علی خیر خلقه و اشرف بریّته ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین و صحبه المنتجبین لاسیّما بقیة الله فی الارضین روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء.
انصاف این است که: کلام نزدیک به عرف و وجدان کلام مرحوم شیخ محمّد تقی اصفهانی صاحب کتاب هدایة المسترشدین است آنجا که فرموده: اجزاء واجب به مقدمه بودن متصف نمی شود و الّا لازم می آید اتحاد دو وجوب و اتحاد علّت و معلول زیرا: شیئ نمی تواند در طریق خودش واقع شود و مرحوم اصفهانی برادر صاحب فصول است که شیخ محمّد حسین غروی متوفّی سال 1254 هـ.ق باشد.
و امّا کلام صاحب کفایه که فرمودند نفس اجزاء بالاسر مقدمه است و لکن به قید لا بشرط و ذی المقدمه کل است به شرط اجتماع تا اینکه مغایرت حاصل شود این سخن ایشان مستلزم تکلّف است که باید لحاظات و اعتبارات را اخذ کنیم در مفهوم هردو.
و همچنان کلام شیخ اعظم تکلّفات عدیده دارد آنجا که فرمود: جزء مقدمه است به شرط لا که مندک می شود در کل و کل ذی المقدمه است به قید لا بشرط.
و امّا کلام مرحوم بروجردی که فرمودند: مقدمه واحده وجود ندارد و باید قائل شد به مقدمات کثیره و این سخن مستلزم تعلّقات عدیده است و تعلّقات مثل تکلّفات است.
و امّا در صورتی که از کلام مرحوم اصفهانی گذر کنیم سخن محاضرات در مرتبه ثانیه قرار می گیرد از منظر ترجیحات بین کلمات که محاضرات مقدمه را تقسیم می کند به اعمّ و اخصّ فلذا اجزاء مقدمه است بالمعنی الاخص نه بالمعنی الاعم
و امّا چیزی که هیچ تکلّف ندارد این است که مقدمه، مقدمه است چه عقلی باشد چه شرعی، چه اعمّ باشد و چه اخصّ و نتیجه این می شود که مقدمه باید خارج از وجود ذیها باشد و ذی المقدمه متوقّف بر آن چه توقّف عقلی یا توقّف شرعی در هر صورت اجزاء واجب متصف به مقدمیّت نمی شود هرچند که بین اصولیین مشهور شده است و لکن این شهرت اساسی ندارد و اگر بگوییم اجزاء مقدمه نیست سنگی به کعبه نمی خورد و قاعده ای ضرر نمی بیند و اصلی منثلم نمی گردد چنانکه مرحوم اصفهانی فرمودند.
***