درس 356:
شنبه 25/11/1404 هـ.ش مطابق با 25/ شعبان/1447 هـ.ق، کابل، حوزه علمیّه دارالمعارف اهلبیت(ع)
تذکّر: دروس معظّم له عربی بوده به شاگردان فارسی ارائه می گردد غیر از متون، احادیث و نقل و قول ها
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله ربّ العالمین، الصّلاة والسّلام علی خیر خلقه و اشرف بریّته ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین و صحبه المنتجبین لاسیّما بقیة الله فی الارضین روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء.
و قول دیگر این است که مبحث مقدمه واجب از مسائل کلامیه است و این قول قائلش هرچند نامعلوم است ولی محاضرات[1] این قول را حکایت کرده که ترجمه اش چنین است: این بحث، بحث عقلی می باشد و ارتباطی به عالم الفاظ ندارد.
این قول نیز غیر منصور است به جهت اینکه صرف عقلی بودن بحث موجب نمی شود که این بحث کلامی نباشد بلکه بحث کلام صنفی از مباحث عقلیه است مانند بحث مبدأ و معاد.
قول سوّم این است که مبحث مقدمه واجب از مباحث مبادی احکام است و صاحب این قول صاحب کتاب هدایة المسترشدین است در شرح معالم الدین و همچنان مرحوم بهائی در نهایة الدرایة این قول را پذیرفته است[2].
این قول همچنان غیر منصور است به جهت اینکه مبادی احکام از تصوّر و تصدیق خالی نمی باشد طوری که سوّم ندارد و امّا مبادی تصوریّه همان لحاظ موضوع است و لحاظ محمول و همچنان ذاتیات این دو در هر علمی و بدیهی است که بحث مقدمه واجب به چنین جاهایی برگشت نمی کند.
انصاف و صحیح این است که بحث مقدمه واجب از مسائل اصولیه ی عقلیه است و لا غیر و امّا اصولی بودنش بخاطر این است که دو رکن رکین در آن وجود دارد که ترکیز به هردو رکن لابدّ منه است یکی این است که: استفاده احکام شرعیه از ادله آن از باب استنباط است نه از باب تطبیق و دیگری این است که: وقوعش در طریق حکم بنفسها می باشد بدون اینکه به مسئله دیگر اصولی مرتبط شود و چونکه این دو رکن رکین در ما نحن فیه وفرت دارد فلذا ما نحن فیه لا محاله از مسائل اصولیه می باشد و امّا عقلی بودنش به این است که حاکم بین ایجاب شیئ و ایجاب مقدمه اش عقل است و ارتباطی به مباحث الفاظ ندارد.
***
[1]) المحاضرات، ج2، ص299.
[2]) معالم الدین، ص19 و نهایة الدرایة، ج1، ص258.