درس 309:
دوشنبه 17/9/1404 هـ.ش مطابق با 17/ جمادی الثانی/1447 هـ.ق، کابل، حوزه علمیّه دارالمعارف اهلبیت(ع).
تذکّر: دروس معظّم له عربی بوده به شاگردان فارسی ارائه می گردد غیر از متون، احادیث و نقل و قولها.
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله ربّ العالمین، الصّلاة والسّلام علی خیر خلقه و اشرف بریّته ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین و صحبه المنتجبین لاسیّما بقیة الله فی الارضین روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء.
امر سوّم در اقتضاء است
اقتضاء در عنوان بحث به چه معناست؟ آیا به معنای علیّت و تأثیر است یا به معنای کشف و دلالت؟
مرحوم آخوند صاحب کفایه اقتضاء را بمعنای علیّت و تأثیر می داند و به همین دلیل نسبت اتیان را در قبال مأمور به مطرح فرموده و اگر منظور ایشان کشف و دلالت بود نسبت را به صیغه می دادند نه به مأمور به[1].
و لکن مرحوم امام در این بحث نقطه مقابل مرحوم آخوند است و کلام کفایه را قبول نمی کند فلذا چنین می نویسد:
«لیس الاقتضاء بمعنی العلیّة و التأثیر لعدم تأثیر اتیان المکلّف فی الاجزاء سواء فسّر بالمعنی اللغوی ایّ الکفایة وهو واضح فانّها عنوان انتزاعی لیس مورد للتأثیر و التأثّر و العجب من محقق الخراسانی حیث جمع بین الالتزام بکون الاقتضاء بمعنی العلیّة و بین القول بانّ الاجزاء هو الکفایة[2]».
«او فسّر باسقاط الامر و نحوه یعنی الارادة فانّ الاتیان لیس غایة مؤثرة فی الاسقاط وهو ایضاً لیس شیئاً قابلاً لکونه اثراً لشیئ و مکث رحمه الله فی الاجزاء بمعنی اسقاط الامر لاجل اسقاط غرض المولی من اتیان العبد المأمور به لا لعلیّة فعل الخارجی للعبد فی قبال سقوط الغرض بما هذا بیانه: «و ما یمکن ان یقال: انّ الامر لمّا صدر لاجل غرض وهو حصول مأمور به فبعد حصوله ینتهی اقتضاء بقائه فیسقط لذالک کما انّ الحال کذالک فی ارادة الفاعل المتعلّق باتیان شیئ لاجل غرض فاذا حصل الغرض سقطت الارادة لانتهاء امدها لا لعلیّه فعل الخارجی سقوطها[3]».
***
[1]) کفایة الاصول، ج1، ص125.
[2]) مناهج الوصول، ج1، ص300-299.
[3]) مناهج الوصول، ج1، ص300.