درس 304:
دوشنبه 10/9/1404 هـ.ش مطابق با 10/ جمادی الثانی/1447 هـ.ق، کابل، حوزه علمیّه دارالمعارف اهلبیت(ع).
تذکّر: دروس معظّم له عربی بوده به شاگردان فارسی ارائه می گردد غیر از متون، احادیث و نقل و قولها.
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله ربّ العالمین، الصّلاة والسّلام علی خیر خلقه و اشرف بریّته ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین و صحبه المنتجبین لاسیّما بقیة الله فی الارضین روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء.
استدلال بر فوریّت
قائلین به فور استدلال نموده اند به وجوهی که ذیلاً ذکر می کنیم و این وجوه بالتمام مخدوش اند، علی ایّ حال وجوه به قرار زیر است:
وجه اوّل این است که:
از صیغه امر فوریّت متبادر است و اینکه علل تشریعی نزد عقلاء مثل علل تکوینی است به قسمی که از معلولشان منفک نمی شوند، بنابراین بعث مولی علّت تحریک و انبعاث عبد است و این معلول از علّت شان جدا نمی شود و این همان فوریّت است.
این وجه مخدوش است به دلیل اینکه: بعث مولا علّت انبعاث نبوده و انبعاث عبد علّتش خوف از عذاب خداوند است و امید به رحمت او و امّا قیاس علل شرعیه به علل تکوینیه دلیل می خواهد و در اینجا دلیلی نداریم.
وجه دوّم این است که:
از خارج لفظ صیغه فوریّت را بدست می آوریم مانند آیه ی مسارعه که می فرماید:
«سارعوا الی مغفرة من ربّکم[1]» که لفظ سارعوا امر است و دال بر وجوب مسارعه و مسارعه هرچند که به نفس مغفرت امکان پذیر نیست و لکن به اسبابش که واجبات باشد امکان پذیر است.
و این وجه نیز به نوبه اش مخدوش است و آن اینکه:
مراد از مغفرت توبه است نه واجبات و بر فرض تسلیم که مغفرت واجبات باشد مسارعه مستحبّ است نه واجب و الّا لازم می آید تخصیص اکثر واجبات موسّعه که فوریّت در آنها نیست و همچنان امر سارعوا ارشادی می باشد و ارشاد امرش موکول به عقل است و حکم عقل به حسب اختلاف موارد مختلف است، بنابراین در موسّعات مسارعه مستحب است و در مضیّقات واجب بنابراین وجوب مسارعه در بعضی موارد اثبات مدّعی عام را نمی تواند.
***
[1]) آل عمران/133.