درس 299:
دوشنبه 3/9/1404 هـ.ش مطابق با 3/ جمادی الثانی/1447 هـ.ق، کابل، حوزه علمیّه دارالمعارف اهلبیت(ع).
تذکّر: دروس معظّم له عربی بوده به شاگردان فارسی ارائه می گردد غیر از متون، احادیث و نقل و قولها.
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله ربّ العالمین، الصّلاة والسّلام علی خیر خلقه و اشرف بریّته ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین و صحبه المنتجبین لاسیّما بقیة الله فی الارضین روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء.
جهت نهم صیغه
جهت نهم در سنخیّت وجوب یا واجب است بناءً زمانی که سنخیت دانسته شود فهو المراد مثل اینکه معلوم شود که سنخیّت فلان واجب نفسی است یا غیری، عینی است یا کفایی، مطلق است یا مشروط، معلّق است یا منجّز، معیّن است یا مخیّر و اما جایی که سنخیّت وجوب یا واجب معلوم نباشد در اینجا باید گفت که متکلّم یا در صدد بیان است یا نیست چنانچه در صدد بیان از این جهت نباشد ممکن نیست که احد اطراف در خطاب معیّن شود و مرجع در اینجا اصل عملی است به حسب اقتضاء هر مقام.
و چنانچه متکلّم در صدد بیان باشد از این جهت چنانچه واجب در این صورت مردد باشد بین نفسی و غیری مثل اینکه مولا امر کند به غسل جنابت که در اینجا وجوبش مردد است بین نفسیت و غیریت مناسب در اینجا حسب اطلاق هیئت نفسیت است و الّا نقض غرض می شود و اگر واجب مردد باشد بین عینی و کفایی مثل اینکه امر کند به تحصیل اجتهاد که امرش بین این دو مردد است مقتضای اطلاق هیئت عینیّت است و الّا نقض غرض لازم می آید و مکلّف در خلاف مقصود قرار می گیرد.
همین گونه است جایی که امر واجب مردّد باشد بین مطلق و مشروط یا تعلیق و تنجیز یا تعیین و تخییر در چنین جاهایی مقتضای اطلاق صیغه اطلاق است و تنجیز و تعیین چنانکه مقتضای اطلاق هیئت طلب ایجاد طبیعت است، نه مرّة و نه تکرار، نه فور و نه تراخی که بحث اینها به ترتیب در آینده مطرح است.