درس 294:
دوشنبه 26/8/1404 هـ.ش مطابق با 26/ جمادی الاولی/1447 هـ.ق، کابل، حوزه علمیّه دارالمعارف اهلبیت(ع).
تذکّر: دروس معظّم له عربی بوده به شاگردان فارسی ارائه می گردد غیر از متون، احادیث و نقل و قولها.
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله ربّ العالمین، الصّلاة والسّلام علی خیر خلقه و اشرف بریّته ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین و صحبه المنتجبین لاسیّما بقیة الله فی الارضین روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء.
معانی توصّلیت
پوشیده نماند که توصّلی بودن دو معنی دارد:
معنی اوّل این است که: توصّل عبارت از مقدمه است که انسان را به ذی المقدمه وصل می کند مانند نصب سلّم که مقدمه کون علی السطح است.
معنی دوّم این است که: توصّلی بودن در مقابل تعبّدی و در مقابل نفسی می باشد که در این دو نیّت قربت شرط است و در توصّلی چنین نیّتی شرط نبوده به محض اتیان واجب غرض حاصل می شود و پس از آن قربت نیز به نوبه ی خودش دارای مراتب زیر است:
مرتبه اولی این است که: واجب را اتیان کند به داعی امر آن.
مرتبه ثانیه این است که: واجب را اتیان کند به داعی محبوبیت آن.
مرتبه ثالثه این است که: واجب را اتیان کند به داعی مصلحت آن.
مرتبه رابعه این است که: واجب را اتیان کند به داعی خوف از نار که از این گونه قصد قربت تعبیر می شود به عبادت “عبید” که بعضی اصولی ها در صحّت این گونه عبادت اشکال وارد می کنند که گویا چنین عبادتی لله نبوده بخاطر ترس آتش است.
مرتبه خامسه این است که: واجب را اتیان کند به داعی ثواب و دخول در جنّت که از این نوع عبادت به عبادت “تجّار” تعبیر می شود و بعضی اصولی ها در این نوع عبادت نیز اشکال نمودند مانند اشکال قبلی.
مرتبه سادسه این است که: واجب را اتیان کند به داعی اهلیّت خدای متعال که آن ذات بی مثال شایسته عبادت است و این نوع عبادت را عبادت “احرار” گویند.
ثمّ: اکنون می پرسیم که قربت در مرتبه اولی که اتیان به داعی امر باشد آیا ممکن است تمسّک به اطلاق در چنین امری تا اینکه احتمال قید زائد را نفی کنیم یا اینکه جزء را نفی کنیم که قصد قربت باشد یا امثالش یا چنین تمسّک به اطلاق را جایز نمی دانیم؟
و بر فرض عدم تمسّک به اطلاق ناچاریم که در مقام اصل عملی را ملاحظه کنیم و این اصل کدام اصل خواهد بود؟ این اصل یا احتیاط است و اشتغال که بر حسب آن اصل در عبادات تعبدیّت می شود یا اینکه چنین اصلی برائت است چه عقلیه باشد چه شرعیه که حسب آن اصل در عبادت توصلیّت می شود.
***