درس 268:
شنبه 12/7/1404 هـ.ش مطابق با 11/ ربیع الثانی/1447 هـ.ق، کابل، حوزه علمیّه دارالمعارف اهلبیت(ع).
تذکّر: دروس معظّم له عربی بوده به شاگردان فارسی ارائه می گردد غیر از متون، احادیث و نقل و قولها.
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله ربّ العالمین، الصّلاة والسّلام علی خیر خلقه و اشرف بریّته ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین و صحبه المنتجبین لاسیّما بقیة الله فی الارضین روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء.
نتیجه استقراء موارد
آنچه که از استقراء ما در موارد استعمالات در لسان ائمه اطهار(ع) به دست آمد این بود که مرأة صالحه و دار واسع و مرکب بهیئ و معیشت در بلد و جار صالح و قضاء حوائج اخوان و قبول وعظ و امثالش از مصادیق سعادت به حساب آمدند و همه اینها بالوضوح شهادت می دهند که سعادت و شقاوت ذاتی نیست بنابراین آنچه که صاحب کفایه می فرماید که شقاوت کافر و عصیان عاصی ذاتی آنهاست و الذاتی لا یعلّل و بدنبالش می فرماید که: سعید؛ سعید است بنفسه و شقی؛ شقی است بنفسه و هردو را خداوند ایجاد کرده این کلام ایشان با حفظ مقام جنابش صحیح نمی باشد و بعد از تفحّص و استقراء دانستیم که تمام این موارد اختیاری بوده قابل تعلیل است و یعلّل.
سخن ما با حدیث نبوی تأیید می شود که فرمود: «السعید قد یشقی و الشقی قد یسعد» بنابراین چنانچه سعادت و شقاوت ذاتی باشند و اختیاری نباشند سعید شقی نمی شود و شقی سعید.
بازهم سخن ما را حدیث علوی تأیید میکند که فرمودند:
«انّ حقیقة السعادة ان یختم للمرأ عمله بالسعادة و انّ حقیقة الشقاوة یختم عمله بالشقاوة»
که در این حدیث پایان امور انسان معتبر دانسته شده درحالیکه این امور و ختم آنها با اختیار منافات ندارد و ختم به دست انسان بوده مجبوریت معنی ندارد.
***