fa-osoolدرس خارج فقه و اصول

درس 262:

سه‌ شنبه 1/7/1404 هـ.ش مطابق با 30/ ربیع الاوّل/1447 هـ.ق، کابل، حوزه علمیّه دارالمعارف اهلبیت(ع).

تذکّر: دروس معظّم له عربی بوده به شاگردان فارسی ارائه می گردد غیر از متون، احادیث و نقل و قول­ها.

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله ربّ العالمین، الصّلاة والسّلام علی خیر خلقه و اشرف بریّته ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین و صحبه المنتجبین لاسیّما بقیة الله فی الارضین روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء.

معنی سعادت و شقاوت و ماهیّت­شان

شکی نیست که تمام بشر در طلب سعادت است و از شقاوت فرار می کند و لکن مشکل موجود شناخت حقیقت سعادت و شقاوت است زیرا طلب مجهول غیر معقول است و بخواهیم معلوم را طلب کنیم تفحص می خواهد در معنا و ماهیّت خوشبختی و بدبختی فلذا می پرسیم که حقیقت سعادت و شقاوت چیست؟ و بشر در این رابطه قدیماً و حدیثاً چه مشیی داشته اند؟

و امّا در جواب باید گفت که ابناء بشر قدیماً و حدیثاً اصناف و اطیافی بوده اند که هرکدام سعادت و شقاوت را معنی خاص می کردند و این طیف بندی را به ترتیب ذیل متعرض می شویم:

الف: طیف فلاسفه ی یونان است قبل از ارسطو مطابق آنچه ابن مسکویه بیان می کند که از نظر این طیف سعادت بشر کمالات نفسانی اوست و شقاوت بشر نقایص نفسانی و اساس سعادت را این گروه فلاسفه چهار خصلت می داند که عبارت باشند از: “حکمت”، “عفت”، “شجاعت” و “عدالت” که با بودن این چهار خصلت نیازمند کمال جسمانی حتی نمی باشیم مانند سلامت و تندرستی از باب مثال و همچنان نیازمند امور خارج از بدن نیز نمی باشیم مانند: ابتلائات اجتماعی، فقر و امثال اینها تا آنجا که نصّ گفته ی این جماعت این است:

«فانّ الانسان اذا حصل له تلک الفضائل لم یضرّه فی سعادته ان یکون ناقص الاعضاء المبتلاء بجمیع امراض البدن[1]».

***

[1]) طهارة الاعراق، تألیف ابن مسکویه، ص78.