درس 249:
شنبه 8/6/1404 هـ.ش مطابق با 6/ ربیع الاوّل/1447 هـ.ق، کابل، حوزه علمیّه دارالمعارف اهلبیت(ع).
تذکّر: دروس معظّم له عربی بوده به شاگردان فارسی ارائه می گردد غیر از متون، احادیث و نقل و قولها.
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله ربّ العالمین، الصّلاة والسّلام علی خیر خلقه و اشرف بریّته ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین و صحبه المنتجبین لاسیّما بقیة الله فی الارضین روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء.
طایفه خامسه: آیاتی است که جمیع اوامر و نواهی را در بر دارند و دلالت می کنند بر تکلیف عباد که اگر قائل به جبر شویم این آیات از محتوا خالی خواهد شد و بعثت انبیاء لغو خواهد گردید و معلمین اخلاق بی مضمون خواهند شد زیرا انبیاء و معلمین اخلاق در کنار اوامر و نواهی یا تحصیل حاصل دارند و یا تکلیف به محال که هردو باطل است.
طایفه سادسه: آیاتی است که دلالت می کنند بر امتحان و اختبار که یکی از آن آیات، آیه ی دوّم سوره مبارکه عنکبوت است که می فرماید:
«أ حسب الناس ان یترکوا ان یقول آمنّا و هم لا یفتنون».
ادلّه ی عقلیه ی مفوّضه
و امّا ادلّه ی عقلیه مفوّضه موارد ذیل است:
مورد اوّل: دلیل وجدان است.
وجدان انسانها قضاوت می کند که اختیار اعمال به ما سپرده شده و مرحوم محقق طوسی از وجدان به ضرورت تعبیر کرده و به آن استناد جسته و مقصود ایشان از ضرورت؛ ضرورت وجدان است نه ضرورت عقل و وجدان نیز به نوبه ی خودش دو قسم است: یکی فردی و دیگری عمومی.
و امّا وجدان فردی حکم می کند که بعضی افعال ما غیر اختیاری است مانند: جریان خون و حرکت نبض و ارتعاش دست و بعضی افعال ما اختیاری است مانند: کتابت، قیام و قعود، سخن گفتن و امثالش و وجدان عمومی نیز حکم میکند که جرائم و تخلّفات از مجرم و متخلّف به اختیار آنهاست فلذا عقل آنها را مذمت می کند و غرامت را متوجه آنان می سازد و چنانچه به اختیار قائل نشویم لازم می آید که جمیع محاکم؛ محاکم غیر عدلی باشند و تمامی مجازات و کیفرها ظلم به حساب آید و این خلاف وجدان عمومی است.
***