fa-feqhدرس خارج فقه و اصول

(شروع کتاب نکاح از متن لمعه شهید اوّل)

درس 99:

یک‌ شنبه 16/9/1404 هـ.ش مطابق با 16/ جمادی الثانی/1447 هـ.ق، کابل، حوزه علمیّه دارالمعارف اهلبیت(ع).

تذکّر: دروس معظّم له عربی بوده به شاگردان فارسی ارائه می گردد غیر از متون، احادیث و نقل و قول­ها.

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله ربّ العالمین، الصّلاة والسّلام علی خیر خلقه و اشرف بریّته ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین و صحبه المنتجبین لاسیّما بقیة الله فی الارضین روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء.

شرط سوّم: حیات مرضعه است

حیات زن شیرده که مرضعه گفته می شود در مدّت رضاع یا دفعات آن که رضعات گفته می شوند شرط است علی­هذا اگر مرضعه ناگهان بمیرد و رضعات بعد از حیاتش تکمیل شود نشر حرمت نمی کند و این شرط به سه دلیل زیر است که به ترتیب یادآور می شویم:

دلیل اوّل این است که قاعده در هر موضوعی که بنحو مطلق می آید به فرد اکمل انصراف پیدا می کند که فرد اکمل ارتضاع در ایّام حیات مرضعه است نه ایّام مماتش.

دلیل دوّم این است که ادلّه لفظیه مثل کلمه “ارضعنکم” در آیه شریفه دلالت می کند در اینکه رضاعت و شیردهی بایستی با قصد و اختیار همراه با مباشرت صورت بگیرد و امّا موت مرضعه مانع از امور سه گانه است.

دلیل سوّم این است که اگر در حال موت مرضعه ارتضاع صورت بگیرد راجع به نشر حرمت شک می کنیم که آیا حرمت منتشر شده یا خیر؟ استصحاب در اینجا حکم به بقاء حلیّت سابقه می کند که قبل از ارتضاع بوده و چنین بقایی عبارت است از عدم نشر حرمت.

ان قلت: در دلیل دوّم اشکال شده به اینکه ارتضاع با قصد و اختیار و مباشرت در حالت خواب نیز محقق نمی شود پس چگونه است که در موت نشر حرمت نمی کند و در نوم نشر حرمت می کند؟

قلت: این اشکال مبتنی بر قیاس است که حال نوم به حال موت قیاس شده و چنین قیاسی باطل است هرچند که نوم شباهت به موت دارد و لکن به حکم موت نیست و شاهد بر این قضیه وجدان بشری است و بر فرض شباهت و تسرّی حکم مسئله ما جدّاً فرض نادر است و در فرض نادر چنین رد و ایرادی شایسته نبوده خلاف دأب است.

***