(شروع کتاب نکاح از متن لمعه شهید اوّل)
درس 84:
یک شنبه 25/8/1404 هـ.ش مطابق با 25/ جمادی الاولی/1447 هـ.ق، کابل، حوزه علمیّه دارالمعارف اهلبیت(ع).
تذکّر: دروس معظّم له عربی بوده به شاگردان فارسی ارائه می گردد غیر از متون، احادیث و نقل و قولها.
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله ربّ العالمین، الصّلاة والسّلام علی خیر خلقه و اشرف بریّته ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین و صحبه المنتجبین لاسیّما بقیة الله فی الارضین روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء.
مرحوم شهید در مسئله ثامنه چنین فرموده:
«الثامنة: لو زوّج الفضولی الصغیرین بلغ احدهما و اجاز العقد لزم فلو اجاز ثمّ مات عزل للصغیر قسطه من میراثه و اذا بلغ الآخر و اجاز حلف علی عدم سببیّت الارث فی الاجازة و ورث».
عقد فضولی صغیرین
چنانچه شخص فضولی دو صغیر را به ازدواج دهد و یکی از این دو صغیر بالغ شود و نکاح را اجازه کند عقدش لازم می شود از ناحیه ی مجیز و لکن لزوم عقد از جهت دیگر متوقّف است بر اجازهی دیگری بعد از بلوغش، بنابراین صغیری که بعد از بلوغ اجازه کرده و وفات یافته سهم او جدا می شود از میراث متوفّی زیرا: بر این فرض استوار است که اگر بعد از بلوغ اجازه کند سهم می برد و چنانچه صغیر دوّم بالغ شود و عقد را فسخ کند در این صورت عقد تنجّز پیدا نکرده نه مهر را مستحق است و نه میراث را به جهت اینکه عقد رد شده.
و چناچه صغیر دوّم نیز بالغ شود و اجازه کند بایستی سوگند بخورد که اجازهاش بخاطر ارث نبوده و سوگندش بخاطر رفع اتهام است به این معنی که اجازهاش بخاطر ارث نبوده بلکه اگر متوفّی زنده می بود همچنان راضی به تزویج می شد، بنابراین با سوگند میراث می برد و سوگند از او رفع اتهام می کند و مستند سوگند بخش دوّم صحیحه ی ابو عبیده حذّاء است از امام باقر(ع) در مورد دو صغیر که یک بخش آن را قبلاً خواندیم و این بخش دوّم شاهد امروز ماست و آن اینکه:
«سألت ابا جعفر(ع)… قلت: فان کان رجل الذی ادرک قبل الجاریة و رضی ثمّ مات قبل ان تدرک الجاریة أ ترثه؟ قال: نعم، ثمّ یعزل میراثها منه حتّی تدرک فتحلف بالله ما دعاها الی اخذ المیراث الّا رضاها بالتزویج ثمّ یدفع الیها نصف المیراث و نصف المهر…»
***