درس 78:
چهارشنبه 17/2/1404 هـ.ش مطابق با 9/ ذیالقعده/1446 هـ.ق، کابل، حوزه علمیّه دارالمعارف اهلبیت(ع).
تذکّر: نوشته معظّم له عربی بوده به شاگردان فارسی ارائه می گردد غیر از متون، احادیث و نقل و قولها.
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله ربّ العالمین، الصّلاة والسّلام علی خیر خلقه و اشرف بریّته ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین و صحبه المنتجبین لاسیّما بقیة الله فی الارضین روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء.
قسم دوّم: حدیث منقطع است
در تفسیر حدیث منقطع و تعریف آن کلام محدثین اضطراب دارند بنابراین نووی از علمای اهل سنت حدیث منقطع را چنین تعریف کرده:
حدیث منقطع حدیثی است که فقهاء و خطیب و ابن عبدالبرّ و بقیه محدثین تعریف کرده اند و گفته اند که: حدیثی که سند آن بر هر وجهی اتصال نداشته باشد منقطع است و آنچه که اکثراً استعمال می شود در احادیثی است که تابعیِ تابعی یا تابعی از صحابی نقل کرده باشد مانند: مالک بن انس که هرگاه نقل کند از عبدالله بن عمر در چنین جایی کلمه ی منقطع بکار می رود.
و گفته شده که: حدیث منقطع آن است که یک راویِ آن مختل شده باشد قبل از تابعی که آن هم محذوف باشد یا اینکه مبهم باشد مانند لفظ رجل.
و قول دیگر این است که: هرگاه حدیثی از تابعی روایت شود یا ازدون تابعی قول باشد یا فعل آن حدیث منقطع است.
شهید ثانی منقطع را در یک جا به اسقاط شخص واحد از سند حدیث تعریف می کند و در جای دیگر اطلاق می کند بر آنچه که از تابعین روایت شده و بر حسب تعبیر ما تابع مصاحب صحابه است بنابراین منقطع در این صورت با مقطوع بمعنای اوّل متحد می شود.
و مرحوم والد شیخ بهائی تقسیم می کند منقطع را به منقطع بالمعنی الاعم و منقطع بالمعنی الاخص که در منقطع اوّل معلّق و مرسل داخل است و تعریف می کند که هرگاه سند حدیثی به معصوم نرسد بر هر قسمی که باشد منقطع گفته می شود و حدیث منقطع در یک تقسیم شش قسم می شود زیرا: حذف راوی یا از اوّل است و یا از وسط و یا از آخر و محذوف نیز یا واحد است ویا اکثر[1].
بنابراین قسم اوّل و ثانی منقطعی است که یک نفر یا اکثر از اوّل سند حذف شده باشد و در این صورت معلّق نیز گفته می شود.
و قسم سوّم و چهارم منقطعی است که یک راوی یا بیشتر از وسط حذف شده باشد که در این صورت منقطع بالمعنی الاخص نیز گفته می شود.
و قسم پنجم و ششم منقطعی است که یک نفر یا بیشتر از آخر سند حذف شده باشد و در این صورت مرسل نیز گفته می شود که در جایش بحث خواهیم کرد.
بنابراین منقطع آن است که از وسط اسناد یک راوی یا بیشتر یا اینکه از وسط یا اوّلش حذف شده باشد و منقطع بالمعنی الاخص اعمّ است از اینکه محذوف یک نفر باشد یا بیشتر نزد والد بهاء الدین عاملی و لکن نزد پسرش اختصاص دارد به سندی که محذوف در آن یک نفر باشد نه بیشتر و شاید این تعریف اولی باشد تا اینکه حدیث منقطع از حدیث معضل فرق شود و حدیث معضل را در محلّش بحث می کنیم.
***
[1]) الوجیز، ص3.