fa-derayaدرس خارج فقه و اصول

درس 121:

شنبه 2/10/1404 هـ.ش مطابق با 2/ رجب/1447 هـ.ق، کابل، حوزه علمیّه دارالمعارف اهلبیت(ع).

تذکّر: نوشته معظّم له عربی بوده به شاگردان فارسی ارائه می گردد غیر از متون، احادیث و نقل و قول­ها.

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله ربّ العالمین، الصّلاة والسّلام علی خیر خلقه و اشرف بریّته ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین و صحبه المنتجبین لاسیّما بقیة الله فی الارضین روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء.

ثمّ: آنچه که مرحوم شهید در ذکری بیان فرموده مورد استشهاد ماست و مرحوم شهید در “ذکری” در مقام تصحیح خبر از جهت وجود حکم مبنی بر دو مسلک در بحث طریق بیاناتی دارد که فرموده است: مرحوم نجاشی حکمی را که ذکر کرده ولی متعرّض راوی نشده و مذمّتی نداشته علی هذا ظاهر چنین حکمی این است که بنای رجالی ها بر ذکر طعن است هرگاه راوی مطعون باشد و جایی که مسکوت باشد و ذکر و یادی صورت نگرفته باشد این خود دلیل است بر عدم طعن راوی حسب نقلی که مرحوم نوری در مستدرک دارد[1].

مرحوم علامه در کتاب “خلاصه” در ترجمه احمد بن اسماعیل بن سمکه بن عبدالله ابو علی بجلی فرمایشی دارد که حاصلش این است: این راوی عربی است از اهل قم و از اهل فضل و ادب است و از خانواده علم و دانش تا آنجا که علاوه می کند: علمای ما به تعدیلش تنصیص ندارند و جرحی را در قبال ایشان روایت نکرده اند، بنابراین اقوی قبول روایت اوست درصورتی­که برایش معارضی نباشد.

این عبارت نشان می دهد اصل در این موضوع را که هرگاه در شرح زندگی راوی چیزی را پیدا نکنیم که دال بر مذمّت او باشد این خود علامت توثیق اوست و این کار بنفسه یکی از طرق تشخیص وثاقت راوی است و از سوی دیگر مطاعنی اگر وجود داشته باشد مانند: نقل از ضعاف یا اینکه راوی فاسد المذهب است از باب مثال یا طعن های دیگر با چنین توثیقی مقاومت نمی توانند.

***

) المستدرک، ج3، فائده تاسعه، ص776.[1]