درس 365:
چهارشنبه 19/1/1404 هـ.ش مطابق با 20/شوال/1447 هـ.ق، کابل، حوزه علمیّه دارالمعارف اهلبیت(ع).
تذکّر: دروس معظّم له عربی بوده به شاگردان فارسی ارائه می گردد غیر از متون، احادیث و نقل و قول ها.
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله ربّ العالمین، الصّلاة والسّلام علی خیر خلقه و اشرف بریّته ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین و صحبه المنتجبین لاسیّما بقیة الله فی الارضین روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء.
تقسیم سوّم مقدمه
مقدمه در تقسیم سوّم به چهار مقدمه تقسیم می شود یکی مقدمه وجود است و دیگری مقدمه صحّت و سوّمی مقدمه وجوب و چهارمی مقدمه علم. پوشیده نماند که ملاک در این تقسیم غیر از ملاک در دو تقسیم قبلی است چه اینکه ملاک در تقسیم اوّل نفس مقدمه است و در تقسیم دوّم حاکم است به انواع و اقسامش و در تقسیم سوّم ملاک و لحاظ ذی المقدمه می باشد طوری که اگر وجوب ذی المقدمه بر مقدمه متوقّف باشد آن مقدمه “وجوبیه” است و اگر علم به تحقق ذی المقدمه بر مقدمه متوقّف باشد مقدمه “علمیه” است و اگر وجود ذی المقدمه بر مقدمه متوقّف باشد مقدمه “وجودیه” است و اگر صحّت ذی المقدمه بر مقدمه متوقّف باشد مقدمه “صحّت” است.
مثال مقدمه وجوبیه استطاعت است نسبت به حج و مثال مقدمه علمیه صلاة است بسوی جهات اربعه در اشتباه قبله و مثال مقدمه وجودیه اجزاء رکنیه است بالنسبة به خود صلاة و مثال مقدمه صحّت اتیان به تمام اجزاء است در نماز.
ثمّ: مرحوم صاحب کفایه در این تقسیم نظرش این است که:
مقدمه صحّت برگشت دارد به مقدمه وجود علیهذا اگر قائل شدیم که الفاظ عبادات وضع شده برای عبادات صحیحه مسئله پر واضح است و چنانچه قائل شویم به اینکه الفاظ عبادات وضع شده برای اعمّ از صحیحه و فاسده در اینجا هرچند مقدمه صحّت برگشت به مقدمه وجود ندارد و لکن از آنجایی که واجب نماز صحیح است و امر به صحیح تعلّق گرفته نه به اعم زیرا: نماز صحیح مقدمه وجودیه گفته می شود برای واجب و مأمور به و بحث در مقدمه واجب است نه در مقدمه مسمّی
و امّا مقدمه واجب از محل بحث خارج است زیرا: هرگاه مقدمه واجب داخل در نزاع باشد، واجب به وجوب متّصف نمی شود پس چگونه متّصف شود به چیزی که وجوب واجب در آن شرط شده باشد.
و امّا مقدمه علمیه مثل نماز بسوی جهات اربعه از چیزهایی است که عقل به آن حکم می کند از باب ارشاد تا مؤمّنی از عقاب پیدا کند نه از باب ملازمت بین وجوب مقدمه و وجوب ذی المقدمه و روشن است که ملاک ملازمه توقّف است و توقّف در اینجا منتفی می باشد.
و ان شئت قلت که: نماز بسوی قبله بنفسها واجب است و مقدمه ای برایش دیده نمی شود و امّا اتیان به نماز به جهات اربعه مقدمه حصول علم است به تحقق واجب.
***