fa-rejalدرس خارج فقه و اصول

درس 195:

سه‌شنبه 25/9/1404 هـ.ش مطابق با 25/ جمادی الثانی/1447 هـ.ق، کابل، حوزه علمیّه دارالمعارف اهلبیت(ع).

تذکّر: نوشته معظّم له عربی بوده به شاگردان فارسی ارائه می گردد غیر از متون، احادیث و نقل و قول­ها.

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله ربّ العالمین، الصّلاة والسّلام علی خیر خلقه و اشرف بریّته ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین و صحبه المنتجبین لاسیّما بقیة الله فی الارضین روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء.

ثمّ: بغوی نقل می کند که از محمّد بن اسحق تالقانی پرسیده شد راجع به عیسی مسیح که در این باره چه می گویید؟ ایشان در جواب می گوید که: عقیده ما در قبال مسیح عقیده مسلمانان است در قبال قرآن[1].

بنابراین ابو زهره می نویسد که: علماء اهل کتاب آنانی که حاشیه نشینان خلفاء اموی بودند و در رأس­شان یوحنای دمشقی قرار داشت تخم شک و تردید و نفاق و شقاق را بین مسلمین پاشیدند و این مباحث را طرح نمودند و از آیه ی:

«انّما المسیح عیسی بن مریم رسول الله و کلمته[2]»

استفاده سوء کردند و از مسلمین پرسیدند که آیا کلمه خدا قدیم است یا حادث؟ که اگر بگویند: قدیم است آنها می گویند: پس عیسی قدیم است زیرا: کلمه خداست و اگر بگویند: حادث است آنها می گویند که: پس سخن ولید بن مغیره در قبال قرآن صحیح است که می گوید: ان هذا الّا قول البشر[3]

بحث حدوث و قدم نوعی از شعبده فکری و تر دستی اعتقادی است که از جانب قسّیسین مطرح شد و اگر مسلمین در جواب آنها می گفتند که: قرآن حادث و مخلوق است مشکلی ایجاد نمی شد زیرا: خالق قرآن خدای متعال است نه بشر چنانکه سائر مخلوقات را نیز آفریده و قرآن نیز احد مخلوقات است و امّا اشکالی که متوجه می شود در این صورت است که قرآن را مخلوق بشر بدانیم نه مخلوق خدا و امّا قسّیسین مسیحی و علمای اهل کتاب عوام مسلمانان را مخاطب قرار دادند و انسان های ابتدایی را به حیرت انداختند نه فحول و اعاظم را و اگر ساده دلان و عوام مسلمین مخاطب نبودند مشت آنان در مسئله باز می شد و این مسئله منتهی به تکفیر و حبس و تبعید و قتل نمی شد.

علاوه کنیم که اهل حدیث بیشتر از بقیه در این مسیر استقامت به خرج داده و تبعیدها و حبس ها را به جان خریدند و از طرف دیگر حدوث و قدم را از مسلّمات عقائد اسلامی به حساب آوردند و الّا حق این بود که در مسئله سکوت می کردند که مقتضی احتیاط سکوت بود مخصوصاً احمد بن حنبل در فضای پر آشوب عصبیت از این مسئله زیاد سخن گفت و معتقد بود به حدوث قرآن و مخالفین شان قائل بودند به قدم آن

و امّا حدوث و خلقت در جامعه اسلامی جا باز نتوانست حتی در حرمین شریفین غلبه با قدمی ها بود و از عجایب روزگار اینکه قدمی ها جلد و ورق را نیز قدیم می دانستند بدون اینکه تعقّل و تفکّر کنند که چه می گویند زیرا: فضا؛ فضای عصبیت بود و آشوب اعتقادی که اجازه هیچ گونه تأمل را در مسئله نمی داد و این مطلبی است که فخر رازی به نقل از حنابله می نویسد،

بنابراین آنچه گفته آمدیم نشان می دهد که در این میدان به غیر از سکوت چاره ای نبوده علی هذا ائمه اهلبیت(ع) شیعه را امر به سکوت نموده اذن ورود در چنین مباحثی را ندادند زیرا: چنین مباحثی حاصل و ثمر نداشتند و فرمودند که فقط بگویید قرآن کلام الهی و وحی آسمانی است و همین مقدار کافی است و نیاز نداریم که از قدم و حدوث آن بحث کنیم تا نزاع پایان ناپذیر و مشاجره غیر حاصل باشد، علی هذا شیعه به تبع از ائمه شان در این مباحث ورود نکردند زیرا: چنین جدالی را باطل و چنین نزاعی را بی حاصل می دانستند، بنابراین سیاست معقول شیعیان به دستور ائمه شان آنها را از حبس و زجر و تهدید و قتل محفوظ داشتند و از تبعات بد و ناگوار حدوث و قدم سالم ماندند.

***

[1]) الفهرست، الفن الثالث، مقالة الخامسة، ص23.

[2]) نساء/171.

[3]) مدثر/25.