fa-derayaدرس خارج فقه و اصول

درس 119:

چهار‌شنبه 19/9/1404 هـ.ش مطابق با 19/ جمادی الثانی/1447 هـ.ق، کابل، حوزه علمیّه دارالمعارف اهلبیت(ع).

تذکّر: نوشته معظّم له عربی بوده به شاگردان فارسی ارائه می گردد غیر از متون، احادیث و نقل و قول­ها.

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله ربّ العالمین، الصّلاة والسّلام علی خیر خلقه و اشرف بریّته ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین و صحبه المنتجبین لاسیّما بقیة الله فی الارضین روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء.

 

عدم اجتماع روایت اجلّا با قدح

روایت ثقات و اجلّا با قدح راوی جمع نمی شود و به همین دلیل مرحوم نجاشی در ترجمه جعفر بن محمّد بن مالک بن عیسی این گونه می نویسد:

«احمد بن الحسین که ابن غضائری باشد کسی بوده که وضع حدیث می­کرده و از مجاهیل روایت می­نموده و ایشان گفته که فساد مذهب نیز داشته و همچنان فساد روایت اما در عین حال نمی­دانیم که که چگونه شیخ نبیل و ثقه شیعه ابو علی بن همام و شیخ جلیل ما ابو غالب زراری از ابن غضائری نقل روایت کرده­اند و چنین چیزی با قدحش قابل جمع نیست[1]».

و نظیر فرمایش نجاشی فرمایش مرحوم صاحب معالم است در کتاب منتقی الجمّان به این عبارت:

«ولو لا وقوع الروایة من بعض الاجلّا عمن هو مشهور بالضعف لکان الاعتبار یقضی عدّ روایة من هو مشهور و معروف بالثّقة و الفضل و جلالة القدر عمّن هو مجهول ظاهراً من جملة القرائن القویّة علی انتفاء الفسق عنه[2]».

مرحوم محدّث نوری از فرمایش صاحب منتقی الجمان به این نحوه اعتذار جسته:

«انّ روایة الجلیل عن المشهور بالضعف المقدوح بالکذب و الوضع و التدلیس ممّا ینافی الوثاقة فاسدة جدّاً وهی لا توجب الوهن فی الامارة المستخرجة من سیرتهم و عملهم[3]».

و شاید به همین جهت باشد که مرحوم برقی در رجالش در حق مجاهیل فرموده است:

«روی عنه فلان یعنی احد الاجلّا و لا داعی له الّا بیان اعتباره و الاعتماد علیه بروایة الجلیل عنه ثمّ من المعلوم انّ احمد بن محمّد بن عیسی رئیس القمّیین اخرج شیخ الجلیل احمد بن محمّد بن خالد البرقی من قم لروایته عن الضعفاء[4]».

و به همین جهت ترک کرده روایت سهل بن زیاد را به اتهام غلو[5] و روایت نکرده از حسن بن محبوب بخاطر اتهامش به روایت کردن از ابی حمزه ثمالی یا ابن ابی حمزه[6].

بنابراین خلاف سیره است که چنین شیخی و امثالش از غیر ثقه روایت کند درحالی­که سیره اجلّا این است که از اجلّا روایت کند و از اقویا و عدلا و ثقات فلذا اگر نسبت داده می­شود در بعضی جاها به نقل از ضعیف یا مجهول چنین نسبتی خلاف سیره بوده با سیره قابل جمع نیست.

***

[1]) رجال النجاشی، ج1، رقم311، ص302.

[2]) منتقی الجمّان، ج1، فایده تاسعه، ص36.

[3]) المستدرک، ج3، فایده تاسعه، ص776.

[4]) الخلاصة، ص14 و رجال النجاشی، ج1، ص417، رقم488.

[5]) رجال النجاشی، ج1، رقم196، ص417.

[6]) رجال النجاشی، ج1، رقم488، ص417.