fa-osoolدرس خارج فقه و اصول

درس 265:

دو‌شنبه 7/7/1404 هـ.ش مطابق با 6/ ربیع الثانی/1447 هـ.ق، کابل، حوزه علمیّه دارالمعارف اهلبیت(ع).

تذکّر: دروس معظّم له عربی بوده به شاگردان فارسی ارائه می گردد غیر از متون، احادیث و نقل و قول­ها.

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله ربّ العالمین، الصّلاة والسّلام علی خیر خلقه و اشرف بریّته ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین و صحبه المنتجبین لاسیّما بقیة الله فی الارضین روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء.

الف: از معاصرین طیف فروید را می بینیم و پیروانش را که قائل اند به اینکه سعادت بشر “لذّات جسمانی” آنهاست مخصوصاً نکاح و ازدواج و حاصل گفته آنها این است: لذّت نکاح پیشوای تمایلات بشر بسوی سعادت است و این مسیر؛ مسیر طبیعی است که هنگام تفحّص در بین لذّات بشری اوّلین بار لذّت نکاح را مشاهده می کنیم و می گویند که: تمام عواطف حتی عواطف معلّم و متعلّم و عواطف والدین و اولاد و عواطف برادر و خواهر حتی عواطف عقائد و مذاهب از این لذّت منشأ می گیرند و از این عواطف تعبیر می کنند به “تصعید تمایل جنسی” بگونه ای که متلوّن می شود به الوان گوناگون[1].

ب: طیف دیگر غربی هاست که سعادت را در “اقتصاد بشر” نهفته می داند و می گویند که: مذهب و سیاست و حقوق و آداب و شعر و امثالش تابع تولید و کیفیّت آن است و اگر تغییرات را در بشر مشاهده می کنیم مخصوصاً تغییرات راقیه همه اش از تغییر تولید و ابزار آن نشأت می گیرند و این گروه را ماتریالیست های تاریخی می گویند[2].

ج: طیف سوّم مذهب حقّه می باشد که قائل اند به اینکه سعادت در فطرت بشر و حقایق وجود آنان است و اعتماد این مذهب بر بیان وحی است که از خالق جسم و روح به طبیعت و ماورایش به بشر تنزیل شده و شریعتش بر همان اساس تنظیم گردیده و هر دو عرصه ی دنیا و آخرت و فرد و اجتماع و جسم و روح و نفس و خارج آن در قلمرو فلاح و سعادت است.

طرفداران فروید یک قسمت سعادت را اخذ کرده و طرفداران ماتریالیسم تاریخی قسمت دیگر را و لکن اسلام کل سعادت و همه قسمت ها را اخذ نموده زیرا به تمام انسان نظر انداخته و او را مجموعه ای از جسم و روح و شئونات آن دو یافته و در یک تمثیل: خوشبختی را شجره ای می داند که دارای فروعات و ریشه ها و برگ ها می باشند که بر انسان سایه انداخته و اساس تعلیم اسلام فطرتی است که در آن تبدیلی وجود ندارد و مشیّت الهی و سنّتش در سعادت بشر تعلّق گرفته ایمان و اخلاق در قبال التذاذ و اقتصاد دو رکن سعادت اند و اسلام از اقتصاد غافل نبوده می گوید: “من لا معاش له لا معاد له” و از دنیا نیز غافل نبوده امر می کند که: “لا تنس نصیبک من الدنیا[3]” و لکن دنیا و معاش تمام سعادت نبوده ایمان و عمل صالح اساس سعادتند.

***

[1]) اندیشه های فروید، ص112.

[2]) ماتریالیسم تاریخی، ص1.

[3]) قصص/77.