fa-feqhدرس خارج فقه و اصول

(شروع کتاب نکاح از متن لمعه شهید اوّل)

درس 50:

شنبه 29/6/1404 هـ.ش مطابق با 27/ ربیع الاوّل/1447 هـ.ق، کابل، حوزه علمیّه دارالمعارف اهلبیت(ع).

تذکّر: دروس معظّم له عربی بوده به شاگردان فارسی ارائه می گردد غیر از متون، احادیث و نقل و قول­ها.

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله ربّ العالمین، الصّلاة والسّلام علی خیر خلقه و اشرف بریّته ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین و صحبه المنتجبین لاسیّما بقیة الله فی الارضین روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء.

مرحوم شهید در ادامه مسئله چنین فرموده:

«و یشترط تعیین الزّوجة و الزّوج فلو کان له بنات و زوّجه واحدة و لم یسمّها فان ابهم و لم یعیّن شیئاً فی نفسه بطل و ان عیّن فاختلفا فی المعقود علیها حلف الأب اذا کان الزوج رآهنّ و الّا بطل العقد».

اشتراط تعیین

شرط است برای پدر تا تعیین کند بناتش را برای نکاح هرچند که به اشاره باشد یا به نام یا به وصف طوری که رافع اشتراک باشد بنابراین اگر بگوید: زوّجتک ابنتی هذه یا بگوید: زوّجتک ابنتی فاطمة یا بگوید: زوجتک ابنتی الکبیرة چنین عقدی صحیح است بخاطر تعیین.

و چنانچه یکی از دخترانش را به ازدواج بدهد و نام نبرد و بیانش مبهم باشد و حتی نزد خود هم تعیین نکند چنین عقدی باطل است بخاطری که استحقاق استمتاع به غیر تعیین ممتنع است و اگر نزد خود معیّن کند و امّا نامش را به زبان نیاورد و به طرف مبهم بگوید چنانچه در معقود علیها اختلاف کنند سخن پدر مقدم است با حلف او در صورتی که زوج دختران را دیده باشد و الّا عقد باطل است و مستند این حکم روایت ابو عبیده حذّا است از امام باقر(ع) که متنش چنین است:

«قال: سألت ابا جعفر(ع) عن رجل کنّ له ثلاث بنات ابکار فزوّج واحدة منهنّ رجلاً و لم یسمّ التی زوّج للزوج و لا للشهود و قد کان الزوج فرض لها صداقاً فلمّا بلغ ان یدخل بها علی الزّوج و بلغ الزّوج انّها الکبری قال الزّوج لابیها انّما تزوّج منک الصغری من بناتک فقال ابو جعفر(ع): ان کان الزّوج رآهنّ کلّهن و لم یسمّ له واحدة منهنّ فالقول فی ذالک قول الأب و علی الأب فیما بینه و بین الله عزّوجل ان یدفع الی الزّوج الجاریة التی کان نوی ان یزوّجها ایّاه عند عقدة النکاح و ان کان الزّوج لم یرهنّ کلهنّ و لم یسمّ له واحدة منهنّ عند عقدة النکاح فالنکاح باطل[1]».

***

) الوسائل، ج14، باب15 از ابواب اولیای عقد، ح1، ص223. وسائل جدید، ج20، ص295.[1]