درس 180:
سه شنبه 23/11/1403 هـ.ش مطابق با 12/ شعبان/1446 هـ.ق، کابل، حوزه علمیّه دارالمعارف اهلبیت(ع).
تذکّر: دروس معظّم له عربی بوده به شاگردان فارسی ارائه می گردد غیر از متون، احادیث و نقل و قولها.
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله ربّ العالمین، الصّلاة والسّلام علی خیر خلقه و اشرف بریّته ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین و صحبه المنتجبین لاسیّما بقیة الله فی الارضین روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء.
تفصیل سوّم و دلیل آن
تفصیل سوّم مال شیخ حسن صاحب معالم است حسب حکایت انوار و حکایت المحصول که ایشان می فرماید:
بین مفرد که استعمال در آن مجاز است و بین تثنیه و جمع که استعمال در آن حقیقت است و استدلال می کند به اینکه:
استعمال مفرد در اکثر از معنای واحد موجب می شود سقوط قید وحدت را که در موضوع له مأخوذ می باشد و امّا در غیر مفرد حقیقت است به جهت اینکه تثنیه و جمع به منزله ی تکریر لفظ است که گویا به چند لفظ نطق کرده و چنین چیزی منافی قید وحدت نیست.
صاحب انوار و صاحب المحصول از این استدلال جواب داده که حاصل این دو جواب اینست:
و امّا بخش اوّل استدلال که قید وحدت باشد دلیل بر اعتبارش در موضوع له نداریم چنانکه قبلاً نیز یادآور شدیم و امّا بخش دوّم استدلالش قیاس مع الفارق است زیرا: تثنیه و جمع در حکم تکرار فرد است نه تکرار لفظ و امّا علامتی که به کار میرود بر تکرار معنی دلالت می کند.
به عبارت دیگر: تثنیه و جمع مشتمل اند بر ماده و هیأت که اگر از ماده طبیعت واحده آن را قصد کنیم هیأت دلالت می کند بر تکرار همان طبیعت واحده و اگر از تثنیه و جمع چند طبیعت را قصد کنیم همچنان هیأت بر همان چند طبیعت دلالت می کند[1].
مرحوم محقق عراقی که آقا ضیا باشد صاحب بدایع الافکار همچنان از استدلال صاحب معالم جواب داده که نص جوابش چنین است:
«انّ التحقیق خلاف ذالک و التعدّد من جهة افادة العلامة[2]»
بنابراین با این سه جواب دانسته می شود که تفسیر سوّم جا ندارد.
***
[1]) انوار الاصول، ج1، ص156 و المحصول، ج1، ص218.
[2]) بدایع الافکار، ج1، ص114.