درس 186:
دوشنبه 3/9/1404 هـ.ش مطابق با 3/ جمادی الثانی/1447 هـ.ق، کابل، حوزه علمیّه دارالمعارف اهلبیت(ع).
تذکّر: نوشته معظّم له عربی بوده به شاگردان فارسی ارائه می گردد غیر از متون، احادیث و نقل و قولها.
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله ربّ العالمین، الصّلاة والسّلام علی خیر خلقه و اشرف بریّته ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین و صحبه المنتجبین لاسیّما بقیة الله فی الارضین روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء.
تأسف است که اهل سنت و جماعت اهتمام دارد به امر قدر و تقدیر بیشتر از اهتمام شان به مبدأ و معاد طوری که حول امکان معاد و رفع شبهات آن مباحثه ندارد و در تبیین خصوصات مشاجره مشاهده نمی شود و اکنون به عنوان شاهد سخن کلام احمد حول قدر را مشاهده می کنیم که به قلم قاضی ابوالحسین محمّد بن ابی یعلی حسب نوشته طبقات حنابله آمده است که ترجمه آن این است:
قدر خیر و شر، قلیل و کثیر، ظاهر و باطن، تلخ و شیرین، محبوب و مکروه، نیکی و بدی، اوّل و آخر از خدای متعال می باشد به قسمی که خدا و بندگانش نمی توانند از قضا و قدر فاصله بگیرند بلکه مطابق ما قُدّر علیهم مشی می کنند و معتقدند که زنا، قتل نفس، شرب خمر و اکل مال حرام به شرک و تمام معاصی به قضا و قدر است بدون اینکه کسی بر خداوند حجتی داشته باشد بلکه حجّت بالغه از خدا بر خلق است.
و کسیکه گمان می کند که زنا به قدر نیست برایش گفته می شود که زن زانیه حمل می گیرد و فرزند می آورد آیا خداوند این فرزند را نمی آفریند؟ و آیا چنین فرزندی در سابق علم او قرار ندارند؟ اگر بگوید نه نتیجه اش این است که با خدا خالقی وجود دارد و این شرک صریح است.
و کسیکه گمان می کند که سرقت و شرب خمر و اکل مال حرام به قضا و قدر نیست به تحقیق گمان می کند که انسان قادر است که روزی غیر را اکل کند و این سخن صریح مجوس است بلکه او روزی خود را اکل می کند و قدر و قضا بر اکل او به چنین روزیی مقدر شده است.
و کسیکه گمان می برد که قتل نفس به قدر نیست و مشیّت خدی متعال در خلقت او وجود ندارد به تحقیق گمان می برد که مقتول بغیر اجلش مرده است و کفری واضحتر از این در این صورت وجود ندارد و کسیکه اقرار به علم دارد لازم است که اقرار به قدر نیز داشته باشد و بپذیرد که مشیّت خداوند بر کوچک و بزرگ تعلّق گرفته[1].
***
[1]) طبقات حنابله تألیف محمّد بن ابی یعلی، ج2، ص26-25.