درس 354:
سه شنبه 21/11/1404 هـ.ش مطابق با 21/ شعبان/1447 هـ.ق، کابل، حوزه علمیّه دارالمعارف اهلبیت(ع).
تذکّر: دروس معظّم له عربی بوده به شاگردان فارسی ارائه می گردد غیر از متون، احادیث و نقل و قول ها.
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله ربّ العالمین، الصّلاة والسّلام علی خیر خلقه و اشرف بریّته ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین و صحبه المنتجبین لاسیّما بقیة الله فی الارضین روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء.
امر اوّل: تنقیح محل نزاع است
در این امر پنج محور بحث شده تا اینکه موضوع منقّح شود و محاور را به ترتیب یادآور می شویم:
محور اوّل: در “وجوب عقلی اصلی” است بین مقدمه و ذی المقدمه که از این وجوب به “لا بدّیت” تعبیر می شود علی هذا وجوب به این معنی مساوق است با بودن فلان شی مثلاً مقدمه است برای فلان کار مثل: نصب سلّم که مقدمه برای کون علی السطح است و این امر متفق علیه می باشد به قسمی که در آن نزاع نشده که نتیجه آن عقلی بودن مسئله است بنحو “عقلیه محضه” که در اصول مندک نمی شود.
محور دوّم: در “وجوب عقلی عرضی” است برای مقدمه به قسمی که نفس وجوب اصلاً و بالذات به ذی المقدمه متعلّق است و ثانیاً و بالعرض به مقدمه مانند: جریان و سیلان آب از میزاب و این قسمت مناسب “مباحث اوّلیه” است که در ابواب مجازات و کنایات و استعارات و ابواب مشابه بحث می شود و رنگ اصولی ندارد به جهت اینکه در طریق استنباط احکام کلّی قرار نمی گیرد.
محور سوّم: در “وجوب شرعی مقدمه” است و لکن بنحو نفسی یا غیری به جهت اینکه مقدمه متعلق است به اراده مستقله و غیر مستقله از آنجا که مطلوب بالذات نیست و اگر مطلوب است بخاطر ذی المقدمه است.
محور چهارم: “وجوب شرعی مقدمه” است ولی بنحو تبعی به قسمی که مولا التفات می کند بسوی ذی المقدمه و به تبع آن التفات می کند به مقدمه و لکن همچو ملازمه ای بین دو وجوب مانند ملازمه بین دو وجود است که مسئله در این صورت “فقهی اصولی” می شود.
محور پنجم: در وجود ملازمه است بینهما چه اصلی باشد یا تبعی، نفسی باشد یا غیری فرق نمی کند فلذا بحث در اینجا اصولی می شود و از دایره فقه خارج می گردد و لکن انسلاکش در مقدمات عقلیه همچنان محل سوال است و تأمل و لکن انسلاکش به غیر مقدمات عقلیه مسلّم و محرز می باشد.
***