درس 329:
سه شنبه 16/10/1404 هـ.ش مطابق با 16/ رجب/1447 هـ.ق، کابل، حوزه علمیّه دارالمعارف اهلبیت(ع).
تذکّر: دروس معظّم له عربی بوده به شاگردان فارسی ارائه می گردد غیر از متون، احادیث و نقل و قولها.
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله ربّ العالمین، الصّلاة والسّلام علی خیر خلقه و اشرف بریّته ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین و صحبه المنتجبین لاسیّما بقیة الله فی الارضین روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء.
مرحله ثانیه بحث
تا اینجا مرحله اولی را شناختیم و از آن فارغ شدیم و اکنون وارد مرحله ثانیه می شویم که عبارت از صورت ارتفاع عذر باشد بعد از خروج وقت که عبارت اخری استیعاب است، آیا در این مرحله و در این صورت اتیان به مأمور به اضطراری از قضاء در خارج وقت کفایت می کند یا خیر؟
استاد مرحوم خویی که مرحوم نائینی باشد در این صورت قائل به اجزاء است که در نتیجه آن قضاء واجب نیست و نفس کلام مرحوم نائینی این است:
«انّ عدم الاجزاء فی هذه الصورة غیر معقول و وجهه انّ قید التعذّر علی المکلّف فی تمام الوقت لا یخلو من ان یکون له دخل فی ملاک الواجب مطلقا حین التعذّر و عدم تمکّن المکلّف من اتیانه کالطهور مثلاً و امّا ان لا یکون له دخل کذالک بل مختص دخله فی ملاکه بحالة التمکّن منه دون التعذّر کالطهارة الماهیّة مثلاً[1]».
بنابراین بر مبنای اوّل ممکن نیست که مولا امر کند به فاقد آب در وقت بخاطر نبود ملاک و بر مبنای دوّم امر مولا به فاقد آب سرجایش باقی است بخاطری که فرض ما عدم اشتمال این مأتی به است بر مصلحت تامّه و عدم دخل قید تعذّر است در صلاة حال تعذّر علی هذا بر مبنای دخالت قید بطور مطلق در این واجب و مصلحت آن ممکن نیست که مولا امر کند به اداء در وقت نه بالنسبة به مأمور به بلکه از جهت انتفاء قدرت مکلّف بر امتثال و الّا به نسبت مصلحت باقیمانده از جهت عدم اشتمال واجب اضطراری بر ملاک و مصلحت تامّه نه از ناحیه مکلّف. در اینجا لابدّ است که امر به قضاء کند خارج وقت.
***
[1]) اجود التقریرات، ج1، ص283.