درس 328:
دوشنبه 15/10/1404 هـ.ش مطابق با 15/ رجب/1447 هـ.ق، کابل، حوزه علمیّه دارالمعارف اهلبیت(ع).
تذکّر: دروس معظّم له عربی بوده به شاگردان فارسی ارائه می گردد غیر از متون، احادیث و نقل و قولها.
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله ربّ العالمین، الصّلاة والسّلام علی خیر خلقه و اشرف بریّته ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین و صحبه المنتجبین لاسیّما بقیة الله فی الارضین روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء.
جواب از ادلّه قائلین به اطلاق
و امّا ادلّه علامه سبحانی تمام نیست به جهت اینکه متیمّم بدون شک مضطر است بخاطر نبود آب و از طرفی بین دلیل وضوء و دلیل تیمّم فرق موجود است و آن اینکه وضوء مبدل است و تیمّم بدل و اصالت و سعه مال مبدل است و لکن بدل وجودش در ظرف فقدان مبدل است، علی هذا اطلاق در آیه وضوء امر معقول است و مستحسن و لکن در دلیل تیمّم به دلیل بدلیّت معقول و مستحسن نیست.
و امّا کلمه “اذا” در دلیل صاحب لؤلؤ ارتباط دارد به وضوء و به تیمّم ارتباط ندارد و این ارتباط در وضوء و عدم ارتباط در تیمّم دلیل است بر اطلاق دلیل وضوء و عدم اطلاق دلیل تیمّم.
و امّا صاحب کفایه در بحث اطلاق جدّی معلوم نمی شود بلکه مردّد است و دلیل ما عبارت “لو کان” است در عبارت آخوند آنجا که فرموده بود: «فالمتّبع هو الاطلاق لو کان و الّا…».
بنابراین زمانی که قائل به عدم اطلاق شدیم نوبت به اصل عملی می رسد که برائت باشد از وجوب اعاده در وقت و وجوب قضاء در خارج آن چنانچه آخوند نیز قائل است به برائت چون شک در اصل تکلیف است وقتی اعاده واجب نبود قضاء به طریق اولی واجب نیست.
***