fa-osoolدرس خارج فقه و اصول

درس 288:

یک‌ شنبه 18/8/1404 هـ.ش مطابق با 18/ جمادی الاولی/1447 هـ.ق، کابل، حوزه علمیّه دارالمعارف اهلبیت(ع).

تذکّر: دروس معظّم له عربی بوده به شاگردان فارسی ارائه می گردد غیر از متون، احادیث و نقل و قول ها.

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله ربّ العالمین، الصّلاة والسّلام علی خیر خلقه و اشرف بریّته ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین و صحبه المنتجبین لاسیّما بقیة الله فی الارضین روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء.

وجه چهارم: اثبات وجوب است به اطلاق هیئت به کمک مقدمات حکمت و آن اینکه گوینده در مقام بیان باشد و قدر متیقنی در بین نباشد و قرینه ی نیز بر خلاف نصب نشود عرف در اینجا حکم می کند به ظهور صیغه در وجوب.

این وجه نیز مخدوش می باشد به دلیل اینکه مفاد هیئت عبارت است از نسبت طلبیه و این نسبت در قبال وجوب و استحباب نسبتی مساویانه دارد و مقدمات حکمت نیز جامع را تثبیت می کند نه وجوب تنها را.

و لکن اثبات وجوب به کمک اطلاق مقام در سبب و طلب که از هیئت افعل مستفاد است امکان پذیر می باشد و این طلب قائم است به نفس مولا و مقول است بالتشکیک که در نتیجه آن ضعف و قوّت را می پذیرد و همان مرتبه قویّه وجوب است و مرتبه ضعیفه ندب و استحباب.

نعم: بعضی اصولیین بین دو اطلاق که لفظی و مقامی باشد تعارض را برقرار می بیند که در نتیجه تساقط نموده اطلاق مقامی نیز مانند اطلاق لفظی از کارآیی می افتد و امّا حل مشکل تعارض این است که: اطلاق مقامی بر اطلاق لفظی تقدّم دارد و قرینه می شود بر عدم اطلاق لفظی که مثبت جامع بود و این قرینه تقدّم ثانی را مسجّل می کند.

و لکن اگر ظهوری برای صیغه در وجوب به اثبات نرسد و وجوه چهارگانه ما دردی را دوا نکند در اینجا هیئت افعل با تجرّد از قرینه قدر متیقن را ثابت می کند که “مطلق رجحان” باشد و امّا “وجوب” تکلیف زائد است که این تکلیف به کمک اصل برائت مرتفع می شود.

***