(شروع کتاب نکاح از متن لمعه شهید اوّل)
درس 64:
شنبه 19/7/1404 هـ.ش مطابق با 18/ ربیع الثانی/1447 هـ.ق، کابل، حوزه علمیّه دارالمعارف اهلبیت(ع).
تذکّر: دروس معظّم له عربی بوده به شاگردان فارسی ارائه می گردد غیر از متون، احادیث و نقل و قولها.
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله ربّ العالمین، الصّلاة والسّلام علی خیر خلقه و اشرف بریّته ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین و صحبه المنتجبین لاسیّما بقیة الله فی الارضین روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء.
ج: تعدّی به حرف “لام” است که در این صورت موجب می گوید: انکحت موکلتی فاطمه لموکلک علی علی مهر کذا از باب مثال یا اینکه میگوید زوّجت بدل از انکحت تا آخر جمله
و لکن ملا علی قزوینی صاحب صیغ العقول در این صورت اشکال نموده به اینکه این صورت در کتاب خدا شاهد ندارد
و امّا جواب از اشکال ایشان این است که مشهور ادباء به حرف لام تعدّی داده اند بلکه اشهر مشهورات تعدّی به حرف لام است و امّا شاهد قرآنی هرچند نقداً در دسترس نیست ولی با فحص و جستجوی بیشتر می شود پیدا کرد.
د: تعدّی به حرف “عن” است که در این صورت موجب می گوید: «انکحت موکلتی فاطمة عن موکلّک علی علی مهر کذا مثلاً» یا اینکه زوّجت می گوید بدل انکحت تا آخر جمله.
در این صورت مرحوم ابوی می فرماید که حرف عن به معنای لام است تا جواز تعدّی پیدا شود و چنانچه به معنای لام نباشد یا عاقد قصد نکند بهتر است از این تعدّی احتراز کند و خود ایشان تعدّی به حرف عن را به کار می برد.
پوشیده نماند که کلمه انکح فعل متعدّی می باشد چنانچه دانستیم که یا تعدّی به نفس می کند و یا تعدّی به حروف جارّه و لکن گاهی اوقات به معنی فعل لازم نیز می آید که در این صورت گفته می شود انکح فلانة یا انکح فلان و در این سخن بعضی شاگردان ایشان اشکال نمودند که سخن استاد در لسان عرب شاهد ندارد.
مرحوم ابوی جواب فرمود که در کتاب خدا قوی ترین شاهد را داریم و آن این آیه شریفه است که می فرماید: «قد افلح المؤمنون» افلح وزان انکح است و فعل متعدّی که لازمش فلح می باشد معهذا به معنای فعل لازم آمده و اکتفاء به یک فاعل کرده که مؤمنون باشد.
و مرحوم ابوی علاوه می فرمود که حرف با اختصاص دارد به فعل زوّجت بنابراین در انکحت به کار نرود از باب اولویّت و مرحوم وجدانی فخر نیز همین نکته را ایراد می فرمود، بنابراین این از باب رعایت اولی است و الّا در انکحت نیز جواز دارد.
آخرین سخن اینکه حروف جارّه بر مفعول فاعل المعنی داخل می شود که مفعول اوّل باشد نه مفعول ثانی و حتّی در تقدّم مفعول ثانی و تأخر مفعول اوّل بازهم حروف جارّه بر مفعول فاعل المعنی داخل می شود فلذا گفته می شود که انکحت بموکلّک فلان موکلتی فلانة.
***