(شروع کتاب نکاح از متن لمعه شهید اوّل)
درس 57:
سه شنبه 8/7/1404 هـ.ش مطابق با 7/ ربیع الثانی/1447 هـ.ق، کابل، حوزه علمیّه دارالمعارف اهلبیت(ع).
تذکّر: دروس معظّم له عربی بوده به شاگردان فارسی ارائه می گردد غیر از متون، احادیث و نقل و قولها.
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله ربّ العالمین، الصّلاة والسّلام علی خیر خلقه و اشرف بریّته ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین و صحبه المنتجبین لاسیّما بقیة الله فی الارضین روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء.
مرحوم شهید در ادامه مسئله چنین فرموده:
«و للمولی تزویج رقیقه ذکراً ام انثی».
تزویج مولی
برای مولی جایز است که عبدش را به تزویج دهد ذکر باشد یا انثی، رشید باشد یا غیر رشید، سفیه باشد یا غیر سفیه، عاقل باشد یا مجنون فرقی ندارد بنابراین چنانچه مولی عبدش را به تزویج دهد خیاری برای عبد نیست تا عقد را فسخ کند زیرا عبد مملوک مولی است و اختیاری برایش وجود ندارد بلکه برای مولی جواز دارد که عبد را بر تزویج اجبار کند بطور مطلق صغیر باشد یا کبیر، مجنون باشد یا عاقل فرقی نمی کند.
آنچه تا اینجا گفتیم در عبد قن بود و امّا در عبد مبعّض مسئله چنین نیست زیرا بعض او آزاد است علی هذا اجبار مولی راه ندارد و لکن نکاح وی محقق نمی شود الّا به اذن مولی به جهت اینکه بعضش آزاد نیست.
مرحوم شهید در ادامه مسئله چنین فرموده:
«و الحاکم و الوصی یزوّجان من بلغ فاسد العقل مع کون النکاح صلاحاً له و خلوّه من الابّ و الجدّ له»
تزویج حاکم و وصی
برای حاکم و وصی جواز دارد که فاسد العقل را به تزویج بدهد به شرطی که نکاح به مصلحت او باشد و ولی شرعی مانند ابّ و جدّ پدری نداشته باشد و لکن حاکم و وصی بر صغیر بطور مطلق ولایت ندارد نزد مشهور فقهاء و فرق ندارد که ازدواج صغیر مصلحت داشته باشد یا نداشته باشد و لکن در جایی که بعد از بلوغ جنون عارض شود بازهم ولایت حاکم ثابت است.
و امّا ولایت وصی بر این گونه صغیر با مصلحت و خلوّ از ابّ و جدّ ثابت است یا خیر دو قول وجود دارد:
***