fa-feqhدرس خارج فقه و اصول

(شروع کتاب نکاح از متن لمعه شهید اوّل)

درس 54:

شنبه 6/7/1404 هـ.ش مطابق با 5/ ربیع الثانی/1447 هـ.ق، کابل، حوزه علمیّه دارالمعارف اهلبیت(ع).

تذکّر: دروس معظّم له عربی بوده به شاگردان فارسی ارائه می گردد غیر از متون، احادیث و نقل و قول­ها.

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله ربّ العالمین، الصّلاة والسّلام علی خیر خلقه و اشرف بریّته ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین و صحبه المنتجبین لاسیّما بقیة الله فی الارضین روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء.

اقوال در مسئله

شهید ثانی به سه قول اشاره کرده و لکن قول چهارم را نام نبرده درحالی که مرحوم میرزا در جامع الشتات، جلد4، صفحه 421 شش قول را متذکر شده به هر صورت اقوال را به ترتیب ذیل یادآور می شویم:

قول اوّل:

قول به عدم ولایت ابّ و جدّ است از باب وجوب هرچند که استحباب آن بعید نیامده بنابراین زمانی که دختر به بلوغ برسد اختیار دارد که با شخصی موافقه کند فلذا در این صورت هرگاه ولی عقد را بدون اذن دختر بخواند فضولی واقع می شود که منوط است به اذن باکره بالغه.

قول ثانی:

قول به اشتراک است بین اذن باکره و اذن ولی فلذا در صورت توافق نکاح باکره صحیح است و اذن پدر و جدّ بطور مساوی با اذن باکره در عقد نفوذ دارد.

قول ثالث:

قول به تفصیل است بین عقد موقت و عقد دائم طوری که اذن ابّ و جدّ در عقد موقت شرط است و در دائم شرط نیست از باب جمع بین اخباری که دلالت می کند بر اذن و اخباری که دلالت بر اذن نمی کنند.

قول رابع:

قول به اذن ولی است بطور مطلق بنحوی که باکره در قبال نکاح اختیاری ندارد و این قول را شهید ثانی متعرّض نشده.

انصاف اینست که:

اقرب اقوال قول اوّل است و لکن با اذن استحبابی تأکیدی خاص نه اذن وجوبی با این توضیح که باکره ی بالغه ی رشیده بالاصالة صاحب اختیار باشد و لکن ابّ و جدّ مشاور باشند از حیث اینکه زندگی مشترک را تجربه کرده اند که بر اثر انتقال تجربه باکره ی بالغه ی رشیده را تعاون نمایند زیرا امر ازدواج از اهمّ امور است و در تمام دوران زندگی لابدّ منه می باشد.

***