fa-feqhدرس خارج فقه و اصول

(شروع کتاب نکاح از متن لمعه شهید اوّل)

درس 47:

دو‌شنبه 24/6/1404 هـ.ش مطابق با 22/ ربیع الاوّل/1447 هـ.ق، کابل، حوزه علمیّه دارالمعارف اهلبیت(ع).

تذکّر: دروس معظّم له عربی بوده به شاگردان فارسی ارائه می گردد غیر از متون، احادیث و نقل و قول­ها.

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله ربّ العالمین، الصّلاة والسّلام علی خیر خلقه و اشرف بریّته ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین و صحبه المنتجبین لاسیّما بقیة الله فی الارضین روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء.

مرحوم شهید در ادامه چنین فرموده:

«و یعتبر فی العاقد الکمال فسکران باطل عقده ولو اجاز بعده».

اشتراط کمال در عاقد

عاقد اسم فاعل است از عَقَدَ و مراد از عاقد کسی است که صیغه ی ایجاب و قبول را چه از طرف خود و چه از طرف ناکح و منکوحه اجرا می کند، بنابراین شرط است که چنین کسی بالغ و عاقل و کامل باشد طوری­که صبی و مجنون و سکران نباشد علی هذا اگر کسی ایجاب بگوید یا قبول کند از این گروه سه نفره چنین عقدی صحیح نبوده منعقد نمی شود به جهت فقدان شرط که در متن ذکر شد.

مرحوم صاحب جواهر در وجه عدم انعقاد عقد صبی و مجنون و سکران می فرماید که عقد اینان مثل اصوات حیوانات است که در آنان انشاء عقد صورت نمی گیرد و این سه نفر فاقد قصد نکاح اند و علقه ی زوجیّت را اراده ندارند درحالی­که انشاء در صحت نکاح نزد همه فقهاء شرط است و چنانچه بعد از افاقه اجازه کند چنین اجازه­ای اثر گذار نیست زیرا عقد از اساس باطل است و اجازه یا امضاء او را صحیح نمی تواند.

و امّا مرحوم مصنّف عبارتش را اختصاص داده به سکران فقط و صبی و مجنون را متذکّر نشده و این کار ایشان تنبیه است بر اینکه روایتی که در این زمینه وارد شده راجع به سکران بوده که هرگاه نفسش را به تزویج دهد سپس افاقه شود یا دخول صورت بگیرد و پس از آن افاقه شود و آنگه اقرار کند و امضاء نماید درحالی که روایت صحیحه است الّا اینکه با اصول شریعت مخالف است و بهمین دلیل اصحاب امامیه روایت مذکور را طرح کرده الّا مرحوم شیخ در تهذیب و این است نفس روایت:

«روی عن محمّد بن اسماعیل بن بزیع قال: سألت الرضا(ع) عن امرأة ابتلیت بشرب نبیذ فسکرت فزوّجت نفسها رجلاً فی سکرها ثمّ افاقت فانکرت ذالک ثمّ ظنّت انّه یلزمها فورعت منه[1]».

و در نسخه ی دیگر اینگونه آمده:

«فافاقت مع الرجل علی ذالک التزویج أ حلال هو لها؟ او التزویج فاسد لمکان السکر و لا سبیل للرجل علیها؟ فقال: اذا اقامت معه بعد ما افاقت فهو رضاها، فقلت: و هل یجوز ذالک التزویج علیها؟ فقال: نعم».

***

) التهذیب، ج7، ص392. من لا یحضر، ج3، ص409. [1]