درس 125:
چهارشنبه 17/10/1404 هـ.ش مطابق با 17/ رجب/1447 هـ.ق، کابل، حوزه علمیّه دارالمعارف اهلبیت(ع).
تذکّر: نوشته معظّم له عربی بوده به شاگردان فارسی ارائه می گردد غیر از متون، احادیث و نقل و قولها.
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله ربّ العالمین، الصّلاة والسّلام علی خیر خلقه و اشرف بریّته ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین و صحبه المنتجبین لاسیّما بقیة الله فی الارضین روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء.
مصداق ثالث
مصداق سوّم ممدوح است نزد قدما که مساوی می باشد با عدالت یا نزدیک به آن با توضیحی که ارائه می کنیم:
چنانچه نوشته ی قدمای رجالیون را بررسی کنیم می یابیم که آنها در مقام عمل فرق گذاشتند و امتیاز قائل شدند در مواردی ترجیح هنگام تعارض بین کسی که در حق او چنین مدایحی صورت گرفته و بین کسی که صریحاً توثیق شده و چه بسا مواردی را مشاهده می کنیم که صحیح را به اصطلاح متأخرین بر حسنه آنها مقدم شمرده اند هرگاه تعارض واقع شود در حالی که قدماء آن روایات حسنات را بر موثق و ضعیف مقدم می دانستند.
به عنوان نمونه مرحوم شیخ را می بینیم که در دو کتاب تهذیب و استبصارش هنگام تعارض طعن وارد می کند و از باب مثال می گوید که: در این سند فلان راوی وجود دارد و او عامی است یا فطحی و واقفی و ضعیف و امّا از همین مرحوم شیخ طعنی را مشاهده نمی کنیم که در آن نوشته شده باشد فلان راوی ممدوح است و این کار مرحوم شیخ ثابت می کند که ممدوح نزد قدماء نزدیک به عادل است اگر عادل نگوییم بلکه عادل و ممدوح از صنف واحد است و اینکه اهل رجال بعضی را به وثاقت توصیف کرده و بعض دیگر را به سلاح و زهد و دیانت و امثال این الفاظ تفنّنی در عبارت است نه اینکه بین این دو طایفه یا دو شخص فرق باشد.
***