درس 123:
چهارشنبه 10/10/1404 هـ.ش مطابق با 10/ رجب/1447 هـ.ق، کابل، حوزه علمیّه دارالمعارف اهلبیت(ع).
تذکّر: نوشته معظّم له عربی بوده به شاگردان فارسی ارائه می گردد غیر از متون، احادیث و نقل و قولها.
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله ربّ العالمین، الصّلاة والسّلام علی خیر خلقه و اشرف بریّته ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین و صحبه المنتجبین لاسیّما بقیة الله فی الارضین روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء.
ذکر مصادیق و موارد
اکنون موارد و مصادیق را ذکر می کنیم که در آن موارد و مصادیق کلمات، جملات و عباراتی به کار رفته که تثبیت می کند عدالت راوی را از طریق حسن ظاهر که کاشف عدالت است و امّا ذکر مصادیق و موارد را به ترتیب یادآور می شویم:
مصداق اوّل:
ابراهیم بن هاشم است کسی که در حقش گفته شده: “انّه اوّل من نشر حدیث القمّیین بقم” که این جمله می رساند حسن ظاهر او را در مجتمع قمی ها زیرا: نشر احادیث متوقف است اوّلاً بر علم او و ثانیاً بر تلقی قمی ها از روایات ایشان به قبول و ثالثاً به روایت عده ای از اجلّای قم از ابراهیم بن هاشم که شخصیت هایی مانند: محمّد بن حسن صفار متوفای 290 هـ.ق، سعد بن عبدالله بن خلف اشعری متوفای سال 301 هـ.ق یا 299 قمری، عبدالله بن جعفر حمیری که در سال 299 از کوفه به قم منتقل شد، محمّد بن حسن بن احمد بن ولید متوفای سال 343 هـ.ق، محمّد بن علی بن محبوب، محمّد بن یحیی عطّار، احمد بن اسحق قمّی، علی بن بابویه و امثال این گونه مشایخ که احادیث ابن هاشم را قبول داشتند و حفظ و روایت می کردند و کتابت و تحدّث می نمودند.
آیا مطالب گفته شده ملازم این مطلب نیست که ابن هاشم مأمون بوده از کذب و جعل و دور بوده از ارتکاب کبائر و تمحّض داشته بر ادای فرائض؟ زیرا: اگر بعضی احتمالات در قبال وی می بود احادیث ایشان را نشر نمی کردند در صورتی که احتمال خلط احادیث در قبال روایات ایشان وجود نداشته و الّا این اعاظم احادیث ابن هاشم را تلقّی به قبول نمی کردند چه رسد از اینکه تحدّث کنند، علی هذا عبارتی که ذکر شد قرینه ی واضحه می باشد بر عدالت ایشان.
علاوه اینها باید دانست که ابن هاشم در عهد احمد بن محمّد بن عیسی رئیس قمّی ها زندگی می کرده و احمد کسی بود که احمد بن محمّد بن خالد را از قم اخراج نمود به جرم روایت از ضعفاء آیا عدم اخراج ابن هاشم بلکه نقل روایت از او به اندازه ی ثقه یا عدل گفتن نجاشی نمی باشد؟ یا به اندازه ضابط گفتن ایشان؟ فلذا با این توضیحات روایات حسنه ابراهیم بن هاشم ارتقاء می یابد به روایات صحیحه او بلکه روایات او بطور معیّن صحیحه اند.
***