درس 118:
سه شنبه 18/9/1404 هـ.ش مطابق با 18/ جمادی الثانی/1447 هـ.ق، کابل، حوزه علمیّه دارالمعارف اهلبیت(ع).
تذکّر: نوشته معظّم له عربی بوده به شاگردان فارسی ارائه می گردد غیر از متون، احادیث و نقل و قولها.
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله ربّ العالمین، الصّلاة والسّلام علی خیر خلقه و اشرف بریّته ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین و صحبه المنتجبین لاسیّما بقیة الله فی الارضین روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء.
روایت اجلّاء از کسی
تا اینجا سخن ما در الفاظ معهوده و شهادات قولیه بود که به اتمام رسید و امّا شهادات فعلیه که از آن استظهار حسن ظاهر می شود بلکه اثبات وثاقت و عدالت می گردد در قبال راویی که مجهول است مانند: وثوق به عدالت راویی که پیش نماز است از جهت نماز عدول به امامت او که چنین اقتدایی فایده احسن و اتقن و اجل دارد در اثبات وثاقت و حتی عدالت او و آنچه ما در پی آنیم که روایت اجلّا باشد از شخص راوی.
تتبع و استقراء در حال مشایخ و اساتذه شهادت می دهد که روایت آنها از راوی مجهول و اجتماع آنان در اخذ روایت از وی قرینه و شاهد می شود بر وثاقت چه اینکه مشایخ و اجلّا اجتماع نمی کنند بر روایت الّا از کسیکه مثل خودشان باشد، علیهذا کثرت روایت اجلّا و ثقات از کسی دلیل روشن است بر وثاقت او و اکنون بعضی شواهد را از کلمات اجلّا به ترتیب می آوریم:
شاهد اوّل کلمات مرحوم نجاشی است در ترجمه عبدالله بن سنان بعد از آنکه کتبش را نام می برد می فرماید که: از این کتب جماعاتی از اصحاب ما روایت کرده اند بخاطر عظمت شان در طائفه امامیه و جلالت شأن شان در بین شیعه که این اظهارات می رساند تکثیر روایت و کثرت اخذ و نقل را از شخص راوی که دلیل روشن بر وثاقت اوست[1].
شاهد دوّم کلمات مرحوم کشّی است در ترجمه محمّد بن سنان که نوشته است: ایشان کسی بوده که فضل بن شاذان از وی روایت کرده و همچنان پدر ایشان و یونس و محمّد بن عیسی العبیدی و محمّد بن حسین بن ابی الخطّاب و حسن و حسین دو فرزند سعید اهوازی و ایّوب بن نوح و غیر اینها از چهرههای عدول و ثقات و اهل علم که از وی نقل حدیث کرده اند[2].
این عبارت صراحت دارد در اینکه روایت اجلّا از شخص منافی قدح اوست زیرا: مرحوم کشّی عبارات فوق را در مقام دفاع از محمّد بن سنان نوشته است از آن جهت که بعضی ایشان را قدح کرده و طعن نموده فلذا مرحوم کشّی روایت عدول و ثقات را از ابن سنان در جهت دفاع از ایشان بیان کرده و این گونه روایات به وضوح شهادت می دهند که عدول و ثقات بر کسی اجتماع نمی کنند مگر اینکه آن شخص ثقه باشد.
***
[1]) رجال النجاشی، ج2، رقم556، ص8.
[2]) رجال کشّی، ص428.