درس 115:
چهارشنبه 5/9/1404 هـ.ش مطابق با 5/ جمادی الثانی/1447 هـ.ق، کابل، حوزه علمیّه دارالمعارف اهلبیت(ع).
تذکّر: نوشته معظّم له عربی بوده به شاگردان فارسی ارائه می گردد غیر از متون، احادیث و نقل و قولها.
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله ربّ العالمین، الصّلاة والسّلام علی خیر خلقه و اشرف بریّته ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین و صحبه المنتجبین لاسیّما بقیة الله فی الارضین روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء.
مدایح مستفاده
در اینجا مدایحی وجود دارد در حق کثیری از روات که با چنین مدایح توثیق می شود و حتی تعدیل هرچند که این مدایح را اصحاب رجال اعتنا نکرده اند و لکن نمی شود از کنار این عبارات عبور کرد و اکنون به عنوان نمونه در مورد برخی روّات چنین مدایحی را یادآور می شویم:
راوی اوّل: اسماعیل بن عبدالرحمن جعفی است.
درباره ایشان مدایحی وارد شده ضمن جملات و عبارات اعلام و ثقات که نشان می دهد که ایشان ثقه است مانند: سخن علامه در خلاصه که می فرماید:
«و کان فقیهاً و روی عن ابی جعفر الباقر(ع) و نقل ابن عقدة عن الصادق(ع) ترحّم علیه و حکی عن ابن نمیر انّه قال: انّه ثقة و بالجملة حدیثه اعتمد علیه[1].
راوی دوّم: بسطام بن حصین است
مرحوم نجّاشی در حق بسطام بن حصین بن عبدالرحمن جعفی چنین می نویسد:
«کان وجهاً فی اصحابنا و ابوه و عمومته و کان اوجههم اسماعیل وهم بیت بالکوفة من جعفی یقال لهم “بنو ابی سبرة”[2].
این عبارت مفید اطمینان بوده وثاقت بسطام را میرساند و چنانچه وثاقت از این جملات استفاده نشود طریق دیگر کدام طریق خواهد بود؟ و چون این جملات مفید وثاقت است در کتاب الوجیز حدیث بسطام صحیح گفته شده[3].
راوی سوّم: اسحق بن ابراهیم حضینی است
مرحوم کشّی در ترجمه حسن بن سعید چنین نوشته:
«هو الذی ادخل اسحق بن ابراهیم الحضینی و علی بن ریّان بعد اسحق الی الرضا(ع) و کان سبب معرفتهم لهذا الامر و منه سمعوا الحدیث و به عرفوا و کذالک فعل بعبدالله بن محمد الحضینی و غیرهم حتی جرت الخدمة علی ایدیهم و صنّفوا الکتب الکثیرة[4]».
مرحوم شیخ در تهذیب به اسناد خودش نقل می کند از احمد بن محمّد و ایشان از علی بن مهزیار که وی گفته است: «کتب الی ابی جعفر(ع) اعلمه انّ اسحق بن ابراهیم وقف ضیعه علی الحج و امر ولده فافضل منها للفقرا… فکتب(ع) فهمت یرحمک الله ما ذکرت من وصیة اسحق بن ابراهیم رضی الله عنه[5]»
در اینجا رضایت امام(ع) از حسن عمل اسحق را کاشف می دانیم از حسن ظاهر او و حسن ظاهر مفید وثاقت است اگر نگوییم به عدالتش.
***
[1]) الخلاصة، ص8.
[2]) رجال نجّاشی، ج1، رقم 279، ص276.
[3]) الوجیز مجلسی مطابق مستدرک، ج3، ص777.
[4]) رجال الکشّی، رقم 423، ص461.
[5]) التهذیب، ج9، رقم 925، ص238.