درس 112:
سه شنبه 27/8/1404 هـ.ش مطابق با 27/ جمادی الاولی/1447 هـ.ق، کابل، حوزه علمیّه دارالمعارف اهلبیت(ع).
تذکّر: نوشته معظّم له عربی بوده به شاگردان فارسی ارائه می گردد غیر از متون، احادیث و نقل و قولها.
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله ربّ العالمین، الصّلاة والسّلام علی خیر خلقه و اشرف بریّته ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین و صحبه المنتجبین لاسیّما بقیة الله فی الارضین روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء.
نعم: چناچه ثابت شود که راوی ثقه روایت نمی کند مگر از ثقه مانند مشایخ ثلاثه و یا احمد بن محمّد بن عیسی و جعفر بن بشیر بجلی و محمّد بن اسماعیل میمون زعفرانی و علی بن حسن طاطری بنابراین روایت چنین راوی هایی دلالت می کند بر وثاقت مروی عنه.
جزء د: چنانچه نقل روایت بنحو تخریج ثقه از غیرش باشد که آن غیر نیز ثقه می باشد، چنین نقل روایتی ظهور دارد در وثاقت مروی عنه مخصوصاً زمانیکه نقل چنین راوی هایی به قراین و شواهد همراه باشد.
پنجم: جملات دیگر است
در عالم حدیث و تحدّث جملاتی وارد شده که دلالت می کند بر وثاقت اشخاصی مانند “استفاضه” و “شهرت” در حق راوی معیّن امثال محمدین ثلاثه، سیدین، شهیدین، شیخ اعظم و یا نظایرش و همچنان جمله “تنصیص عدلین” یا جمله “تزکیة عدل الواحد” بر وثاقت یک راوی معیّن همچنان دال بر وثاقت است بلکه در بعضی جاها به عدالت نیز دلالت می کند علاوه بر وثاقت.
و همچنان جمله “من اصحابنا” دلالت می کند بر اینکه راوی امامی مقبول است نزد شیعه و لکن این جمله دلالت می کند بر مدح راوی تا اینکه برسد به وثاقت.
و نظیر این جملات جمله “صالح الخیر” است و جمله “مضطلع بالروایة” که این دو جمله دلالت می کنند بر قوّت شخص و کلمه “ممدوح” دلالت می کند بر اینکه راوی مدح شده و موثوق به می باشد هرچند که دلالت بر امامی بودن نمی کند.
و همچنان جملات دیگر مانند: “مسکون الی روایته” و “بصیر بالحدیث” و “یکتب حدیثه” و “ینظر حدیثه” همچنان حکم جملات فوق را دارند
و همچنان کلمات و جملات دیگر مانند: “دیّن” و “جلیل” و “ثقه” و “متقن” و “ثبت” و “حجت” و “عدل” و “حافظ” و “ضابط” و “صدوق” و “لا بأس به” و “محلّة الصدق” و “شیخ” و “یکتب الاعتبار” و امثال اینها دال بر مدح و وثاقت راوی می باشد هرچند که امامی بودن و عدالتش را ثابت نمی کند.
***