درس 336:
شنبه 27/10/1404 هـ.ش مطابق با 27/ رجب/1447 هـ.ق، کابل، حوزه علمیّه دارالمعارف اهلبیت(ع).
تذکّر: دروس معظّم له عربی بوده به شاگردان فارسی ارائه می گردد غیر از متون، احادیث و نقل و قول ها.
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله ربّ العالمین، الصّلاة والسّلام علی خیر خلقه و اشرف بریّته ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین و صحبه المنتجبین لاسیّما بقیة الله فی الارضین روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء.
مطابق این بیان مقتضای اطلاق اوامر اضطراریه و تقدّم آنها بر اطلاق ادلّه اعتبار جزئیّت و شرطیّت اجزاء می باشد که بر اساس آن اعاده واجب نیست حتی در جایی که عذر در وقت مرتفع شود و هنگامی که اعاده واجب نباشد قضاء به طریق اولی واجب نیست.
و امّا سبب اجزاء این است که اطلاق کاشف است از اینکه فعل اضطراری تمام وظیفه مکلّف است چون ملاک واقع را به تمام معنی وافی می باشد و اگر چنین نبود مولای حکیم باید آن را بیان می فرمود و اکنون که بیان نکرده لازمه اطلاق و اجزاء به طبع قضیه عدم اعاده است در وقت چه رسد از اینکه قضاء واجب باشد در خارج وقت
و امّا در صورت ثانیه: که هیچکدام از ادله اوامر اضطراریه و ادله اعتبار جزء و شرط اطلاق ندارد مرجع در این صورت اصول عملیه است و امّا در اینکه کدام اصل در اینجا ساری و جاری میباشد کلمات اعلام مختلف است که مرحوم صاحب کفایه قائل است به برائت از وجوب اعاده که بیان ایشان مبنی می باشد بر جواز بدار که در چنین جایی چارهای نیست مگر اینکه قائل به اجزاء شویم و بعضی اعلام دیگر قائل است به اصل اشتغال در جایی که عذر در اثنای وقت مرتفع شود به جهت اینکه شک در تکلیف زمانی که ناشی باشد از شک در قدرت بر امتثال در چنین جایی عقل حکم میکند به اشتغال یقینی که نتیجه آن حکم به احتیاط می شود[1].
انصاف این است که برائت در اینجا معیّن است همان گونه که مرحوم آخوند فرموده و امّا صاحب محاضرات که قائل به احتیاط است کلامش وجهی ندارد الّا در مورد تقیه که در آنجا دلیل خاص داریم و دلیل ما این است که در جایی که مکلّف قادر بر امتثال نیست که صورت فقدان الماء باشد پس اصلاً مکلّف نیست و تکلیفش تیمّم است که انجام داده پس چگونه مجزی نباشد؟ و به چه دلیل اعاده واجب باشد؟
***
[1]) مصباح الاصول، ج2، ص399.