درس 303:
یک شنبه 9/9/1404 هـ.ش مطابق با 9/ جمادی الثانی/1447 هـ.ق، کابل، حوزه علمیّه دارالمعارف اهلبیت(ع).
تذکّر: دروس معظّم له عربی بوده به شاگردان فارسی ارائه می گردد غیر از متون، احادیث و نقل و قولها.
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله ربّ العالمین، الصّلاة والسّلام علی خیر خلقه و اشرف بریّته ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین و صحبه المنتجبین لاسیّما بقیة الله فی الارضین روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء.
جهت دوازدهم صیغه
جهت دوازدهم در این است که آیا صیغه امر دلالت می کند بر فور یا دلالت می کند بر تراخی یا اینکه به هیچکدام دلالت نمی کند؟ و در بحث مرّه و تکرار گفته شد که صیغه دلالت بر هیچکدام ندارد و اینجا نیز همان حکم جریان دارد.
آنچه که لازم است دانستن بعضی مقدمات است و آن اینکه واجب بر دو قسم است: قسم اوّل موسّع است و قسم دوّم مضیّق و مضیّق نیز به نوبهی خودش چند قسم است:
قسم اوّل این است که: واجب محدود باشد از حیث زمان به قسمی که نه تقدیمش جایز باشد نه تأخیرش مانند صوم ماه رمضان.
قسم دوّم واجبی است که: فوریّت دارد و چنانچه تأخیر شود وجوب ساقط می شود، مانند: ردّ سلام.
قسم سوّم واجبی است که: فوریّت دارد و چنانچه عصیان یا تأخیر شود فوریّت آن ساقط می شود و لکن اصل واجب ساقط نمی شود مثل نماز زلزله.
قسم چهارم واجبی است که: فوریّت دارد و بازهم فوریّت دارد و چنانچه تأخیر شود یا عصیان گردد وجوبش ساقط نمی شود و اصل فوریّتش نیز برجای می ماند و این یکی از فوریّت های اوست مانند قضاء نمازهای فوت شده.
بدان که صیغه امر بر هیچ یکی از این موارد یا فوریّت ها دلالت نمی کند نه به اطلاق لفظ و نه به اطلاق مقام که از لفظ و عقل مرکّب است و مرحوم صاحب کفایه می فرماید که: مقتضاء اطلاق صیغه جواز تراخی است به جهت اینکه آنچه از صیغه متبادر است طلب ایجاد طبیعت است بدون اینکه فور و تراخی از آن دانسته شود و چنانچه احد قیود دانسته شود دلالت دیگر می طلبد[1].
***
[1]) کفایة الاصول، ج1، ص122.