درس 253:
چهارشنبه 12/6/1404 هـ.ش مطابق با 10/ ربیع الاوّل/1447 هـ.ق، کابل، حوزه علمیّه دارالمعارف اهلبیت(ع).
تذکّر: دروس معظّم له عربی بوده به شاگردان فارسی ارائه می گردد غیر از متون، احادیث و نقل و قولها.
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله ربّ العالمین، الصّلاة والسّلام علی خیر خلقه و اشرف بریّته ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین و صحبه المنتجبین لاسیّما بقیة الله فی الارضین روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء.
نوبت سوّم: اسباب و عوامل سیاسی است.
اسباب و عوامل سیاسی سه امر ذیل است که به ترتیب یادآور می شویم:
امر اوّل این است که:
جنایات جانی و جرائم مجرم که هردو حاکم باشند چنین توجیه می شوند که تحکّمات حاکم ظالم و جنایات فردی و اجتماعی و نهب و سلب اموال رعایا و عرض آبروی آنها هرچند به جبر و ظلم است و در سر و علن اجرا می شود لکن همه اش افعال الله می باشد نه افعال حکّام و می گویند که حکومت شان از سوی خداوند بوده چنانکه در لسان یزید لعنه الله و اذاقه شرّ العذاب جاری شد و استدلال شد به این آیه که:
«قل اللّهم مالک الملک تؤتی الملک من تشاء و تنزع الملک ممن تشاء و تعزّ من تشاء و تذلّ من تشاء[1]».
والی ایشان در کوفه عبیدالله بن زیاد لعنه الله اهلبیت ابی عبدالله(ع) و عمّات و بنات آن جناب را در مجلس حکومتی که آنها در لباس اسارت بودند مخاطب قرار داده اینگونه استدلال کرد که: «الحمد لله الذی فضحکم و قتلکم و اکذب احدوثتکم الخطبة» درحالیکه در این سخنان فاعل فضاحت و قتل خدای متعال است که گویا ایشان حادثه ی کربلا و فاجعه عاشورا را ایجاد کرده و عاملان حادثه تقصیر ندارند لانّه مجبورون بزعمهم.
امر دوّم این است که: افکار عامه را به قول به جبر تخدیر کردند و این مسلک را ترویج نمودند تا اینکه مردم تسلیم باشند و اعتراض نکنند و دست به انقلاب نزنند زیرا: کارشان را استناد می کردند به فعل الله و اینکه خداوند مردم را رعیّت قرار داده و آنها را حاکم، بنابراین هرگونه اعتراض مقابل نظام ظلم اعتراض مقابل فعل خداست و در این رابطه مبلّغین را از مال مسلمین به ترویج عقیده ی جبر استخدام کردند تا با نیروی دین و مذهب مذهبیون را وادار به تسلیم کنند و جلو هرگونه اعتراضات و انقلابات را بگیرند.
***
[1]) آل عمران/26.